پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برای رشتههای گوناگون از جمله زبانشناسی ، از فارغالتحصیلان دکتری دعوت بههمکاری کردهاست.
برای آگاهی بیشتر به وبگاه پژوهشگاه مراجعه نمایید
مجموعه کارگاه، سخنرانی و گزارش گروه تخصصی زبانشناسی رایانشی از سوی انجمن زبانشناسی ایران پنجشنبه دهم دی ماه برگزار میشود. برنامهٔ این هماندیشی از وبگاه انجمن زبانشناسی ایران قابل دریافت است. خبر: زبان فارسی http://persianlanguage.ir/news/id=450/
این برنامه شامل ۵ سخنرانی میشود. «درسهایی از تولید یک پیکره متنی برای زبان فارسی معاصر» از دکتر محمود بیجنخان، «گزارش طرح ایجاد دادگان محک استاندارد برای ارزیابی الگوریتمهای بازیابی اطلاعات در زبان فارسی» توسط دکتر آزاده شاکری، بافت زبانی، پیکره زبانی و پایگاه دادههای زبانی از سوی دکتر مصطفی عاصی و چارچوبی شناختی مبتنی بر رویکرد تفسیری برای ریشهشناسی واژگان و ارائه مصادیق آن در زبان فارسی توسط دکتر کامبیز بدیع ارائه خواهد شد.
همچنین، سرکار خانم دکتر مهرنوش شمسفرد در مورد «طرح ایجاد شبکه واژگانی زبان فارسی (فارسنت)»، مسعود قیومی با موضوع «طراحی و پیادهسازی دستور تعاملی برای زبان فارسی»، دکتر یحیی تابش در خصوص «استخراج هستانشناسی برای دانشنامه معماری شهرسازی» سخنرانی خواهند کرد.
در پایان دکتر محمدمهدی همایونپور به ارزیابی «عملکرد سیستمهای تبدیل متن به گفتار فارسی» میپردازد.
این هماندیشی، پنجشنبه دهم دی ماه ۱۳۸۸ از ساعت ۸ صبح تا ۱۷ عصر در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی واقع در بزرگراه کردستان، نبش خیابان 64 برگزار میشود.
مبلغ ثبت نام ۲۰ هزار تومان و برای دانشجویان با ارائه کارت دانشجویی معتبر با ۵۰ درصد تخفیف ۱۰ هزارتومان است. از علاقمندان درخواست میشود هزینه ثبت نام را به حساب جاری شماره ۰۲۴۳۱۲۲۷۸۳ بانک تجارت شعبه علامه طباطبایی تهران به نام انجمن زبانشناسی ایران واریز و رسید آن را به شماره ۸۸۲۱۲۰۰۳ دورنگار کنند و از طریق همین شماره ثبتنام نمایند.
از سوی انجمن زبانشناسی ایران به شرکتکنندگان گواهی شرکت در هماندیشی اعطا خواهد شد.
کتاب «خبرنگار کتاب» حمید باباوند، داستان نویس، روزنامه نگار و منتقد ادبیات داستانی ( استاد و همکار عزیزم) به تازگی توسط انتشارات خانه کتاب منتشر شده. این کتاب شامل گفتگو و گزارشهایی درحوزه کتاب و خبرنگاری کتاب است.
گفتگوهایی با استادان مسلم روزنامهنگاری، از جمله دکتر کاظم معتمدنژاد، دکتر یونس شکرخواه و مجید رضاییان و همچنین گزارشهایی از صنعت نشر در ایران و فرانسه و نمایشگاه کتاب فرانکفورت پیکره این کتاب را میسازد و در مجموع به مسائل و مشکلات خبرنگاری کتاب و مشکلات صنعت چاپ و نشر در ایران در مقایسه با صنعت چاپ و نشر فرانسه مطرح شده است.
زبان ساده و صمیمی حمید باباوند در گزارش ها و گفتگوها کاملا مشهود است. هرچند در کنار بحثهای فنی و مطرح کردن مشکلات و برخی نابسامانیها، رگه های طنز که از خصوصیات بارز این نویسنده است در این کتاب دیده می شود.
در مقدمه یکی از گفتگوها آمده است: « آن که یگانه بود به جمع یاران و بی خبر از زمان، دوکتور یونس شکرخواه بود اینترنت مکان. گویند درجزیره خلوت نیز از باریتعالی خط اینترنت خواستی . کیهان را خانه پنداشتی و به صنعت چاپ عشق ورزیدی و از همین همیشه مستاجر بماندی..... »
مرور کامل کتاب رو می تونید تو این لینک ببینید:خبرنگار کتاب
این کتاب را به همه علاقمندان به کتاب، خبرنگاری و روزنامه نگاری پیشنهاد می کنم. بخونید و حالشو ببرید.
پایگاه دادگان زبان فارسی، منبعی بزرگ برای همه
او در حال حاضر همچنین عضو هیات علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، مدیر گروه زبانشناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و رییس انجمن زبانشناسی ایران است.
از وی مقالات و پژوهشهای فارسی و انگلیسی بسیاری در مجلات و سمینارهای داخلی و بینالمللی ارائه شده است. عاصی کتابهایی در حوزه کامپیوتر، زبانشناسی و فرهنگنگاری در کارنامه خود دارد که از آن جملهاند: «پیشنهاد شما چسیت؟»، «سیستم رایانهای و برنامههای واژهنامههای بسامدی»، «سیستم رایانهای و برنامه واژهنامههای چندزبانی و ریشهشناسی»،«استاندارد کد تبادل اطلاعات 8 بیتی فارسی»، «استاندارد صفحه کلید فارسی کامپیوتر»،«استاندارد نحوه ارائه کد زبانها» ( تالیف گروهی)، «واژگان گزیده زبانشناسی » و «فرهنگ زبانشناسی» با همکاری محمد عبدعلی، «مجموعه مقالات نخستین همایش انجمن زبانشناسی ایران » و فرهنگ یک جلدی، دوجلدی و چهارجلدی فارسی – انگیسی آریانپور (با همکاری دکتر آریانپور).
با او در مورد پایگاه دادگان زبان فارسی به گفتوگو نشستهایم:
پایگاه دادگان زبان فارسی چیست؟
مجموعهای نرمافزاری برای ذخیره، پردازش و ارائه دادههای زبانی فارسی است. این پایگاه دربرگیرنده پیکرههای گوناگونی از زبان فارسی است که با وجود حجمی عظیم و با گستردگی و گوناگونیهای بسیار، دارای ساختاری بسامان و منطقی است و امکان هرگونه جستجو و دستیابی سریع به آگاهیهای مورد نیاز را در هر زمان فراهم آورده است. پیکرههای این پایگاه میتوانند همواره روزآیند شود و پاسخگوی نیاز همه پژوهندگان زبان فارسی در همه زمینههای نظری و کاربردی باشند.
هدف از ایجاد این پایگاه چه بوده؟
امروزه دیگر کسی درباره لزوم بنیاد نهادن بررسیهای زبانشناختی بر دادههای واقعی و مستند تردیدی ندارد. برای هر نوع پژوهش، به پیکره زبانی ویژهای که در بردارنده نمونههای مناسب و کافی باشد نیاز است و هر چه گستردهتر و متنوعتر باشد، معتبرتر وسودمندتر است. اما گستردگی و تنوع پیکره در شکلهای سنتی دارای محدودیتهای بسیاری است.
هنگامی که حجم پیکره از مرزی میگذرد، سازماندهی و بهرهگیری از آن مشکل و سپس ناممکن میشود. گوناگونی دادهها گرچه در بیشتر بررسیها اهمیت بسیار و نقش تعیینکنندهای دارد؛ اما باز هم مشکل را پیچیدهتر میکند.
از سوی دیگر بسیاری از فعالیتهای علمی درحوزه زبان، ادبیات و زبانشناسی به دادههای مشابهی نیاز دارند که هر یک برای خود به گوشهای از گستره زبان میپردازد. چه بسا پیکرهای مشابه یا دارای همپوشی بسیار که بدون آگاهی از وجود دیگری و با صرف وقت و هزینه زیاد به وجود آمده است و پس از بهرهبرداری به کناری نهاده شده است.
ایراد دیگری که اغلب بر این دادههای پراکنده وارد است، داشتن ناراستیهای فراوان به دلیل یکبار مصرف بودن آنها است؛ چرا که کمتر فرصتی برای آزمودن، ویراستن و پیراستن آنها فراهم میشود. بالاخره با توجه به ماهیت ایستای اینگونه پیکرهها حتی اگر بخواهیم از آنها در طرحهای دیگری بهره بگیریم، پس از گذشت مدتی کهنه و شاید بیاعتبار به شمار آیند.
هدف از ایجاد پایگاه دادههای زبان فارسی(دادگان زبان فارسی)، فراهم کردن مجموعهای از پیکرههای مطلوب، مناسب و دور از نارساییهای یاد شده است.
با درود
دیروز دو تا از همکارام با هم صحبت می کردن. و قرار بود هزینه موبایل رو از طریق اینترنت پرداخت کنند. مخابرات هم همیشه خیلی تو زحمت می افته و برامون پیامک می فرسته که هزینه مکالماتمون چقدر شده. و یکسری اعداد و ارقام که با اون راحت پرداخت کنیم.
داستان از آنجا شروع شد که همکارم از روی پیامک موبایلش شروع به خوندن کرد:
- شماره پرونده ....
- شماره پرونده نیست که
- پس ش.پ چیه؟
- شناسه پرداخت
من اول فقط از این اتقاق خنده ام گرفت ولی بعد بیشتر به فکر فرو رفتم . این اشتباه از کجا ناشی شد؟
همکارم گفت: برای اینکه همیشه ش.پ نشانه شماره پرونده بوده.
راست میگفت خوب . تو بیمارستان ، تو مطب دکترا، تو دادگاهها، تو کلانتری ها ، تو مدرسه حتی دانشگاه و خلاصه هرجا که بگی
هیچ جا شناسه پرداخت به چشممون نخورده
حالا مخابرات چرا این لطفو کرده و این تصور ذهنی را برهم زده نمی دونم.
از نظر زبانشناختی این طوریه که:
ما از هر چیزی که در دنیای خارج وجود دارد(مصداق) و از هر نمادی در ذهن تصوری داریم که همان بحث دلالت رو می گم . (منظورم همون مثلث آگدن و ریچاردزه)
می دونم خیلی فنی شد. اینطوری توضیح بدیم راحت تره.
ما در دنیای خارج هزار و یک میز داریم که به همه آنها می گیم میز . درسته تمام این میزها ممکنه متفاوت باشند ولی ما به همه اونها می گیم میز و نه مثلا صندلی چرا که تمام اونها یک سری مشخصات دارند که اونها رو از صندلی جدا می کنه. اون چیزی که در دنیای خارج هست بهش می گم مصداق و اون چیزی که در ذهن ما هست، تصور ذهتی . حالا وقتی ما کلمه میز رو مینویسم این یک نماد است. یک نماد که به تصور ذهنی دلالت می کنه و تصور ذهنی به مصداق.
تا اینجا واضحه ولی اگر این نماد که ما همیشه بهش عادت کردیم رو بر دارن و مصداق دیگری بخوان در نظر بگیرنن فکر می کنید چه بلایی سر ما می آد؟
شاید اتفاق طنزی که در فیلم اخراجی ها رخ داد
فرمانده بلند گفت: کی مدونه ش.م .ر چیه؟
و امین حیایی گفت: شوش - مولوی - راهآهن
چون هیچوقت تصور ذهنی ای از بمبهای شیمیایی،میکروبی و رادیو اکتیو نداشته
خداکنه وضیعتمون از اینکه هست طنزتر نشه دیگه.. 
بدرود
با درود
حتی اگر هیجان مسابقه بین پرسپولیس و استقلال همه رو گرفته باشه.
حتی اگه تو این مسابقه کار سیاسی کرده باشن.
حتی اگه صداو سیماخواسته باشه که مردم الکی پیامک بزنن.
اصلا به جوجه زبانشناس ربطی نداره .
اونچه بهش مربوط میشه واژه "شهراورد " است که ظاهرا اخیرا فرهنگستان به جای derby یا داربی خودمون ساخته . ولی نمی دونم چرا تا اینحد گزارشگر و مجریان این برنامه به اصرار و تاکید از این کلمه استفاده می کنند. شاید قراره که زیاد استفاده بشه تا حسابی جا بیفته تا مثل خیلی دیگر از معادلها از یاد نره.
به هرحال احتمالا این واژه از "آورد" به معنای "مبارزه" هست و در واقع منظور "مسابقه بزرگ شهر" هست.
بدرود
با درود
«فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای واژه اینترنت کلمه معادل فارسی جایگزین نمیکند.
حمید حسنی پژوهشگر گروه مخابرات فرهنگستان زبان و ادب فارسی درگفت وگو با موبنا اظهارداشت: به دلیل خاص بودن واژه اینترنت معادل سازی آن در دستور کار فرهنگستان قرارنمی گیرد.
وی با جهانی دانستن واژه اینترنت ،اظهارداشت: تمامی مردم جهان این واژه را به همین نام می خوانند و مانند اسم کشورها تغییر نخواهد کرد.
هر فناوری با ورود به ایران، واژگان خاص خود را نیز به همراه می آورد که عده ای معتقدند برخی واژگان از جنس واژه هایی مثل پست و تلفن و بانک و تلویزیون و غیره نیازی به معادل فارسی ندارد.
معادل سازی کلماتی نظیر mms، gprs، هندزفری از جمله واژه هایی است که فرهنگستان مطالعات لازم را برای معادل سازی آنها انجام داده است.»
به نقل از سایت همصدا www.hamseda.ir
البته این اصلا عجیب نیست که فرهنگستان دست از سراین برداشته چراکه این مساله برای کلماتی دیگری از جمله آمبولانس هم صادق است. به دلیل بینالمللی بودن این گونه کلمات( که در همه جای دنیا یکسان است)، فرهنگستان هم دخالتی هم در این مورد نمیکند.
بدرود
با درود
متن پایین ربطی به زبانشناسی نداره ولی به کتاب که ربط داره. حتی اگر باز هم ربطی نداشت به خاطر قشنگ بودنش حتما می گذاشتم. بهش فکر کنید.
چرا کتاب را جهیزیه نمی کنیم؟
مهران بهروز فغانی،روزنامهنگار و دبیر تحریریه "ایبنا ": دهها نفر، تو بگو هزار نفر نشستهاند زندگیای را نقاشی کنند برای دو نفر که خانهشان پر شده از هر چه شکستنی است. از هرچه نابودشدنی است. از چمدانهایی که پر میشوند امروز، و خالی در دورترها؛ که نیستند آن ده نفر و غایبند آن هزار نفر./
پایافزار میخریم برای اینکه راه را طی کنیم. تنپوشی برای اینکه جان را از سرما حفظ کنیم. دستهای عروس تازه بخت نگشوده، سنگین از فلزی میشود که زرد است یا که سفید. همه باید ببینند او طلایی شده، او سفید شده. او عروس شده.
دهها نفر، تو بگو هزار نفر نشستهاند زندگیای را نقاشی کنند برای دو نفر که خانهشان پر شده از هر چه شکستنی است. از هرچه نابودشدنی است. از چمدانهایی که پر میشوند امروز، و خالی در دورترها؛ که نیستند آن ده نفر و غایبند آن هزار نفر.
از هزار نفر یک نفر نگفت، بعد از هزار صلوات و دعا، بعد از شاخه نبات و کلام خدا و هزار فکر خوب و آرزوی همچراغی که بمانید غمخوار هم تا ابد، مهریه و جهیزیه عروس خانم باشد ده جلد کتاب؛ خوب و خواندنی. یک کتابخانه با صد کتاب ماندنی؛ که شکستنی نیستند.
پدر نخواست دخترش با سرمایهای از کتاب، کلید خانه بخت را سر بگیرد. نشانی کوچه بخت را مادر به دختر نشان نداد با نوشتههایی که میتوانند آدمسازی کنند. آنها نخواستند بدانند یا که ندانستند کتاب خواندنی است، کتاب ماندنی است و باقی هر چه هست، قراردادی است سیاه شده روی کاغذی و سندی.
آن ده نفر، تو بگو هزار نفر چرا نگفتند علم کردن کتابخانه به همان میارزد که دقت در رنگ ظرف و ظروف که همه چیز شکستنی است.
این دو نفر اما که کلید زندگی در دست گرفتند چرا کتابی و کتابخانهای علم نکردند در خانهای که همه چیزش شکستنی است. همه چیزش قراردادی است.
با درود
آگهی تشکیل مجمع عمومی عادی انجمن زبان شناسی ایران
انجمن زبانشناسی ایران از اعضای این انجمن درخواست کرده است برای شرکت در مجمع عمومی عادی انجمن ساعت ۹ بامداد روز پنجشنبه ۲۵ تیرماه ۱۳۸۸ در تالار اجتماعات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی واقع در بزرگراه کردستان، نبش خیابان ۶۴ شرکت کنند.
بدرود
"جرالد کتز" استاد زبانشناسی و فلسفه دانشگاه نیویورک در مدت حیاتش 11 کتاب و بیش از 75 مقاله در مورد فلسفه و زبان به رشته تحریر درآورد.کار او ریشه در سنت چامسکیایی در زبانشناسی و زبان فلسفه دارد.
خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): فارغالتحصیلان قدیم زبانشناسی در جواب این سوال که کتز را به یاد دارید، با هیجان میگویند: بله. بله. کتز و پستال یا کتز و فودور.
حق دارند. این تئوریهای مشترک بسیار معروفند و در تمام کتابهای درسی آمده است اما جرالد کتز خود به تنهایی هم زبانشناس و فیلسوف بزرگی است که بیش از شش سال از مرگش نمیگذرد.
جرالد جاکوب کتز(Jerrold Jacob Katz) در 14 جولای 1932 در واشنگتن به دنیا آمد. در 22 سالگی موفق به دریافت درجه لیسانس از دانشگاه جورج واشنگتن شد. پس از خدمت در یگان ضداطلاعات ارتش در سالهای 1954 تا 1956، موفق به کسب مدرک دکترای فلسفه خود از دانشگاه پرینستون در1960 شد.
او تدریس خود را در دانشگاه MIT آغاز کرد و سهم عمدهای در پیشبرد فلسفه معاصر زبان که توسط همکارش نوام چامسکی معرفی شده بود، داشت.
یک سال بعد به معاونت پژوهشی گروه زبانشناسی MIT برگزیده و بعد در سال 1963 دانشیار فلسفه در همان دانشگاه شد. او به سرعت ارتقا پیدا کرد و در سن 43 سالگی استاد برگزیده گروه فلسفه و زبانشناسی مرکز تحصیلات تکمیلی دانشگاه نیویورک شد و تا پایان عمر در همانجا مشغول بود.
کارهای وی به خاطر استقلال فکری بالا و تمرکز روی مباحث اساسی در فلسفه زبان، زبانشناسی و ریاضیات منحصر به فرد بود.
کار او ریشه در سنت چامسکیایی در زبانشناسی و زبان فلسفه دارد. ولی بعدها نظریه چامسکی را که زبانشناسی شاخهای از روانشناسی است، رد کرد.
شهرت کتز به ارائه نظریه معناشناسی برای دستور زایشی چامسکی بود که در آن زمان نظریه زبانشناسی نداشت.
تمرکز اصلی وی بر معناشناسی زبان طبیعی و نظریه معناشناسی برای فلسفه زبان، متافیزیک، معرفتشناسی است. کتز کارش را به این امید شروع کرد که نگاهی علمی به معنا، برخی مشکلات فلسفه آنگلو آمریکایی قرن بیستم را حل کند. هرچند کارش بعدها تغییر و گسترش پیدا کرد و منجر به تفکری در معنیشناسی شد که برای چهل سال فکرش را درگیر کرده بود.
او در کتاب «نظریه معناشناسی» خود به بررسی رابطه میان ساخت جمله و معناشناسی میپردازد. همچنین در برخی از کتابهایش به قیاس بین زبانشناسی و ریاضیات پرداخته و دیدگاه علمیای نسبت به معناشناسی پدید آورد.
همسرش ویرجینیا والیان، استاد روانشناسی و زبانشناسی دانشگاه هانتر و نیویورک بود.
کتز هرگز نتوانست انتشار کتاب Sense, Reference & philosophy را با چشمان خود ببیند چرا که درست یکروز پس از امضای قرارداد این کتاب با انتشارات دانشگاه آکسفورد، در جنگ با سرطانی که سالها گریبانگیرش بود مغلوب شد و با 69 سال سن در روز هفتم فوریه 2002 در مرکز سرطان منهتن چشم از جهان فرو بست.
برخی از آثار ارزشمند او عبارتند از:
1972: Semantic Theory
1981: language & Other Abstract Objects
1986: Abstract Cogitations
1990: Metaphysics of Meaning
1997: Realistic Rationalism
1998: Mentalism in Linguistics
2004: Sense, Reference & philosophy
متاسفانه هیچ کدام از آثار او تاکنون به زبان فارسی ترجمه نشدهاند.
با درود
دوره دکتری دانشگاه پیام نور هم ثبت نامش شروع شده.
اطلاعات کلی اش را بدهم . ثبت نام از 16 خرداد تا 31 خرداد هست. و امتحان 9مرداد
هزینه ثبت نام 110.000 تومان و دفترچه 1500تومان
حالا بریم سراغ زبانشناسی
اسم رشته همان زبانشاسی همگانی هست دوباره
رشتههای مورد پذیرش در زبانشناسی : زبان شناسی، آموزش زبان فارسی، آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان، فرهنگ و زبانهای باستان ، گفتار درمانی و شنوایی سنجی
عناوین امتحانی مثل هر سال که تغییر می کند این بار هم تغییر کرده :
زبانشناسینظری
زبانشناسی کاربردی
علوم بین رشته ای
زبان تخصصی و مهارتهای پژوهشی
هرکدام با ضریب4
و باز هیچ اطلاعات دیگه ای داده نشده. همه رشتهها منابع رو معرفی کرده به جز این. تنها توضیحی که لطف کردن دادن اینه که زبان تخصصی در حد دانش و مهارت فارغالتحصیلان کارشناسی ارشد.
خوب واقعا خسته نباشن از اینهمه اطلاع رسانی
در ضمن اضافه کرده که سوالات به صورت تستی هست نه تشریحی . همین .
حالا علاقمندان خودشون خود می دانند که بااین همه اطلاعات چه طوری امتحان بدن. آخه یکی نیست بگه حداقل یه زحمت به خودتون می دادید اسم دروس رو می نوشتید. آخه علوم میان رشتهای هم شد درس ؟ خوب منظورش کدومه؟ روانشناسی زبان، جامعه شناسی زبان ، زبانشناسی رایانه ای و هزار و یک حوزه میان رشته ای دیگر.
البته اونهایی که مجبورن خوب باید یه فکری برای خودشون بکنن. چاره ای نیست. اونهایی که کارمندن. اونهایی که اونقدر مشغله دارند که نمی تونن سر کلاس به راحتی حاضر بشن و . .. خوب می رن امتحان می دن دیگه . چاره ای نیست. همیشه اوضاع بر وفق مراد که نیست.
موفق باشید
بدرود
زمان این برنامه تغییر پیدا کرد.
با درود
5 مرداد ماه 1388 تا 7 مردادماه 1388
دانشگاه کردستان – سنندج
انجمن زبانشناسی ایران در نظر دارد دومین مدرسة تابستانی و کارگاه پژوهشی خود را از 5 مرداد ماه تا 9 مردادماه امسال در شهرستان سنندج و با همیاری دانشگاه کردستان برگزار کند.
دوشنبه پنجم مرداد ماه 1388صبح حرکت از تهران، ناهار در همدان و بعدازظهر ورود به دانشگاه سنندج
عصرمراسم افتتاحیة مدرسة تابستانی، پذیرایی و شام
سه شنبه ششم مرداد 1388صبح کارگاه نحو
بعدازظهرکارگاه ترجمهشناسی
عصرگردش در شهر و بازدید از نقاط دیدنی
چهارشنبه هفتم مرداد 1388صبح کارگاه صرف
بعدازظهر کارگاه روش تحقیق و میزگرد
عصر بازدید از پارک کوهستانی چهارشنبه هفتم
پنج شنبه هشتم مردادماه 1388تمام روزبازدید از شهر مریوان و دریاچة زریوار
جمعه نهم مردادماه 1388صبح بازگشت از سنندج
به دلیل محدودیت ظرفیت، ضروری است اعضای علاقهمند به شرکت در دومین مدرسة تابستانی، حداکثر تا تاریخ 31/03/88، برای ثبتنام اقدام نمایند. هزینة ثبتنام شامل رفت و برگشت با اتوبوس، اقامت، صبحانه، ناهار و برنامههای گردشگری و تفریحی برای اعضای انجمن و همراه آنان، هر تن 800،000 ریال در نظر گرفته شده است.
ثبتنام با پرشدن ظرفیت، متوقف خواهد شد.
برای ثبت نام به سایت انجمن مراجعه کنید
اگر می آیید خبر بدین.
بدرود
بادرود
امروز سالگرد درگذشت نادر ابراهیمی است.
انگار هنوز باورم نمیشه که همه چیزتمام شده. دیگ منتظر هیچ کتاب جدیدی از اون نباید باشیم.
همون کتابهایی که چندبار خوانده ایم رو چند بار دیگر هم باید بخوانیم. همونها به یادگار مانده فقط .
بدرود
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) فلاحتی فومنی سال 1352 در رشت متولد شد. پس از دریافت مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت وارد مقطع کارشناسی ارشد زبانشناسی همگانی دانشگاه شیراز شد و در 1379 با رتبه ممتاز فارغالتحصیل گردید. وی از تابستان 1386 مامور به تحصیل برای دریافت مدرک دکتری زبانشناسی (گرایش زبانشناسی رایانهای) در دانشگاه میسور هندوستان است.
بدرود
با درود
میگن: زبانها و گویشهای محلی از شوراهای عالی انقلاب،کرسی دانشگاهی گرفتند.
دو واحد ادبیات گویشهای محلی در دانشگاههای استانها به طور اختیاری برگزار میشود.
«به گزارش گروه دریافت خبر ایسنا، محمدرضا مخبر دزفولی - دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی - با بیان این مطلب، گفت: بر اساس این مادهواحده و به منظور انسجام و صیانت از وحدت ملی و عناصر ارزشمند فرهنگ و تمدن ایران اسلامی و تقویت بنیانهای این فرهنگ و تمدن، به وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دانشگاه آزاد اسلامی اجازه داده میشود، دو واحد درسی زبان و ادبیات مربوط به زبانها و گویشهای بومی ایرانزمین شامل آذری، کردی، بلوچی و ترکمن در دانشگاههای مراکز استانهای ذیربط بهصورت اختیاری پیشبینی و ارائه شود.»
خوب. خدا رو شکر. کار بسیار خوب و بزرگی انجام شد.
البته از نظر سیاسی چنین قانونی لازم بود.برای حفظ و امنیت کشور و غیره و غیره و غیره و ...... . اونهم هول هولکی و با عجله و دم انتخابات و ... .
باز این جوجه دم انتخابات جو گیر شد و سیاسی شد. 
ولی از نظر فرهنگی برای حفظ و بقای گویشها، و در واقع برای پاسداری از همین زبان فارسی خودمون این درس بسیار ضروری هست. حتی اگر فقط دو واحد باشد، حتی به صورت اختیاری، حتی فقط در دانشگاههای بومی.
ما ایرانی ها عادت کرده ایم که از حداقل ها ذوق زده شویم. 
زنده باد گویشها و زبانهای ایرانی
زنده باد ایران 
بدرود
با درود
زبانشناسی و مردمشناسی در هم آمیخت
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): ادوارد ساپیر، مردمشناس و زبانشناس، ۲۶ ژانویه سال ۱۸۸۴ در لوننبرگ آلمان به دنیا آمد و در پنج سالگی به آمریکا مهاجرت کرد.
مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشدش را در رشته زبانشناسی تاریخی آلمانی دریافت کرد و تحصیلات دکترایش را سال ۱۹۰۹ در رشته مردمشناسی از دانشگاه کلمبیا به پایان رساند. در همانجا بود که با فرانس بوآس آشنا شد و بوآس مشوقش شد برای انجام تحقیقات ساپیر در زبانهای بومی آمریکاییها.
ساپیر با کمکهای بوآس به بررسی زبان در حال انقراض «یانا» از زبانهای شمال کالیفرنیا پرداخت.
مدتی در دانشگاه کالیفرنیا و پنسیلوانیا تدریس کرد. بین سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۲۵، به مدیریت بخش مردمشناسی موزه ملی کانادا منصوب شد و تا هنگام مرگش به تدریس در دانشگاه شیکاگو و یل پرداخت.
وی یکی از پیشگامان زبانشناسی ساختاری آمریکا و از تاثیرگذارترین شخصیتها در چندین مکتب زبانشناسی بود. مطالعات ساپیر هم در زبانها بود و هم در رفتارگرایی فرهنگی و شکلگیری شخصیت. ساپیر اعتقاد داشت که زبان، درک انسان را میسازد. او به ارتباطات میان شخصیت، گفتار و رفتار اجتماعی میپرداخت. او یکی از نخستین دانشمندانی بود که به رابطه میان مطالعات زبانی و انسانشناسی پی برد.
او در مدت رندگیاش، شاگردان بسیاری را آموزش داد. برخی از شاگردان معروف او که خود دانشمندان بزرگی شدند، مجموعه مقالات خود را که بر اساس مطالعات او نوشته بودند، جمعآوری کردند و در کتابی با عنوان «فرهنگ، زبان و شخصیت» به چاپ رساندند و به او تقدیم کردند.
«بنجامین ورف» هم از شاگردات او بود که از برخی پیشنهادات ساپیر در مورد تاثیر زبان بر تفکر افراد استقبال کرد و به مطالعه در آنها پرداخت و در دوره بیماری ساپیر، به جای او به تدریس در کلاسهایش پرداخت و از همینجا، نظریه مشترکش با بنجامین ورف شکل گرفت.
نظربه ساپیر – ورف میگوید: زبان بر چگونگی درک افراد از واقعیت تاثیر میگذارد. به زبان ساده، محتوای زبان با محتوای فرهنگ در ارتباط است و ساختاز زبان به ساختار فرهنگ وابسته. زبان در حیات آدمی تاثیری ژزف و فراگیر دارد.
ساپیر به بررسی رابطه ادبیات با زبانشناسی میپرداخت و به موسیقی از چشمانداز زبانشناسی نگاه میکرد. او مردمشناسی و روانشناسی را از رهگذر همین علم مرور کرد.
او معتقد بود: هیچچیز در زبان ثابت نیست. زبان همیشه در حال تغییر است و در نتیجه به همان اصطلاح «تغییر در زبان» میرسد.
ساپیر، زبان را مجموعهای از نمادهای دلبخواهی گفتاری که بیانگر صورتهای ذهنی که همان فکر یا معنی است، تعریف میکند. با این حال هر چند که او فکر و گفتار را بسیار به هم نزدیک فرض میکند، اما آنها را برابر نمیداند.
او میگوید: هر زبان دستور زبان خود را دارد و از این لحاظ هیچ زبانی نست به دیگری برتر نیست. او زبان را نظامی نمادین و همگون میداند که برای ارتباط و اندیشیدن به کار میرود.
ساپیر، زبان را محصول فرهنگ و اجتماع میداند که بر پایه شالودههای زیستی و روانشناختی نیز قرار دارد.
«زبان، درآمدی در مطالعه سخن گفتن» منتشر شده در سال ۱۹۲۱ یکی از مهمترین کتابهای ساپیر بوده و هست. این کتاب در سال ۱۳۷۶ به قلم علیمحمد حقشناس به فارسی برگزدانده شده.
ادوارد ساپیر در ۴ فوریه ۱۹۳۹ به دنبال حمله قلبی در کانکتیکات از دنیا رفت.
برخی دیگر از آثار ساپیر عبارتند از:
ریشهشناسی زبان سانسکریت ۱۹۰۷
متونی به زبان ویشرام ۱۹۰۹
متونی به زبان یانا ۱۹۱۰
تکرار اسم در زبان کوماکس ۱۹۱۵
زمان در فرهنگ بومیان آمریکا ۱۹۱۶
متونی به زبان نوکتا ۱۹۳۹
گزیده نوشتهها ۱۹۴۹
روانشناسی فرهنگ ۲۰۰۲
http://www.ibna.ir/vdccxiq1.2bqie8laa2.html
بدرود
با درود
شماره دوم مجله ترجمان را در اینجا می تونید ببینید
http://tarjomanmag.persiangig.com/document/Tarjoman%202.pdf
بدرود
چامسکی و نظریاتش را همه میشناسند، اما شاید همه ندانند که زلیگ هریس استاد چامسکی بود و مفهوم گشتار را او ابتدا معرفی کرده بود و چامسکی با استفاده از نظریات استادش توانست این مفاهیم را بهخوبی در نظریاتش جای دهد.
بیشتر کسانی که علاقمند به نقد ادبی هستند، اهمیت تحلیل گفتمان را اکنون میدانند، ولی شاید ندانند که اصطلاح «تحلیل گفتمان» اصطلاحی بود که هریس آن را اختراع کرد. آن هم در دورهای که بحث ترجمه ماشینی مطرح بود، یعنی دهه 50 و این انگیزه وجود داشت که ماشینی اختراع شود که بتواند متن را از یک زبان به زبان دیگر ترجمه کند و گروهی را به تجزیه و تحلیل متن واداشت. آنها متن را توالی چند جمله یا زنجیره یی از جملات تعریف میکردند. اما هریس اعتقاد داشت: "گفتمان، گفتار یا نوشتاری است به هم پیوسته که در سطحی فراتر از جمله ظاهر میشود."
هریس کسی بود که با نخستین کتابهایش نظر ادوارد ساپیر را بهخود جذب کرد، بهطوریکه او، هریس را جانشین فکری خود معرفی کرد.
همچنین هریس اندیشههای بلومفیلد را در توصیف زبانشناختی گسترش داد: "تحقیق در روالهای کشف در واج و تکواژ برپایه خصوصیات توزیعی واحدها".
کتاب "روشهایی در زبانشناسی ساختاری" در سال 1951 بر اساس ساختارگرایی توصیفی نگاشته شد. این کتاب او را به شهرت رساند.
او در 23 اکتبر 1909 در بالتا - اوکراین - به دنیا آمد و در 1913 در 4 سالگی با خانوادهاش به فیلادلفیای پنسیلوانیا رفت و دانشجوی دانشکده مطالعات شرقی شد و لیسانسش را در بیست و یک سالگی(1930) از دانشگاه پنسیلوانیا گرفت. دو سال بعد فوق لیسانس و دو سال بعد از آن دکترای خود را دریافت کرد.
در 1931 تدریس را در همانجا آغاز کرد و تا جایی پیش رفت که در 38 سالگی گروه زبانشناسی را تاسیس کرد، نخستین گروه زبانشناسی در کشور.
او نخستین کتابش را در 27 سالگی به رشته تحریر در آورده بود.
زلیگ هریس در 82 سالگی در 22 می 1992 از دنیا رفت.
دستور زبان فینیقی - 1936، از تکواژ تا گفتار - 1946، روشهایی در زبانشناسی ساختاری - 1951، ساختارهای ریاضی در زبان - 1968، مقاله هایی در زبانشناسی ساختاری و گشتاری - 1970 ، مقاله هایی در نحو - 1981 ، دستور زبان بر پایه اصول ریاضی - 1982، زبان و اطلاعات - 1988، نظریه زبان و اطلاعات - 1991
برخی از آثار وی به شمار می روند.
با درود
۱۷۴ سال پیش ویلهام ون هومبولت، زبانشناس، فیلسوف و سیاستمدار معروف آلمانی ۸ آوریل ۱۸۳۵ در ۶۸ سالگی در آلمان از دنیا رفت. این مطلب نگاهی دارد به آرای او و چگونگی تاثیرش در حوزه زبانشناسی.
242 سال پیش، فردریک ویلهلم هومبولت 22 ژوئن 1767 در پوتسدام آلمان به دنیا آمد. او فقط زبانشناس نبود. اما در هر سمتی که بود بهترین بود. مدتی وزیر آموزش و پرورش کشور پروس (واقع در کشور آلمان فعلی) بود و نظام آموزش پروسی را که در آمریکا و ژاپن استفاده میشد، طراحی کرد. به عنوان یک فیلسوف، از مدافعان آزادی در عصر روشنگری بود و افکارش خیلی سریع در کشورهای انگلیسی زبان رواج یافت. او بر نقش آزادی در رشد شخصیت انسانها اصرار داشت. دیپلمات موفقی نیز محسوب میشد. وزیر آموزش کشور پروس، سفیر در وین و یکی از امضاکنندگان قرارداد صلح در پاریس بود و به اتحاد استرالیا با پروس و روسیه علیه فرانسه در دوره جنگهای ناپلئونی کمک شایانی کرد. هومبولت موسس دانشگاه هومبولت بود و گوته و شیلر از دوستان نزدیک او به شمار میآمدند.
برادر کوچکترش هم، الکساندر ون هومبولت، طبیعتشناس و دانشمند بزرگی محسوب میشد.
هومبولت به عنوان یک زبانشناس نقش بسیار موثری در پیشرفت فلسفه زبان داشت. همانگونه که دکتر مهدی مشکوهالدینی در کتاب «سیر زبانشناسی» اشاره کرده است:
«به عقیده هومبولت، زبانها از نظر ویژگیهای ساختاری عمومی، وجوه اشتراک زیادی دارند و به عبارت دیگر قالب زبانها یکی است.
او زبان را ابتدا وسیله تفکر و حدیث نفس دانسته است. به اعتقاد او زبان را نباید صرفا به عنوان وسیلهای برای ایجاد ارتباط تلقی کرد بلکه نفس ارتباطی و عملی آن را باید فرعی و ثانویه دانست.
اصل مهمی که مورد توجه هومبولت بود و میکوشید تا در بررسیهای گستردهاش درباره زبانشناسی و زبانهای گوناگون توضیح دهد، جنبه زایای زبان بود که بر پایه آن هر سخنگوی زبان با در اختیار داشتن امکانات محدود دستوری و واژگانی میتواند تمامی نیازهای ارتباطی خود را که در جامعه ممکن است با آن روبرو شود، برآورده سازد.»
هومبولت اندیشمندی اصیل در زبانشناسی همگانی بود. او میان دو گونه بررسی زبان یعنی همزمانی و درزمانی تمایز قائل شد و در بررسیهایش، در جستجوی حقایق زبانشناسی همگانی بود. هرچند که او بر اهمیت زبان سانسکریت و نیز زبانشناسی تاریخی و تطبیقی هندواروپایی که ویژگی زمان او یعنی سده نوزدهم بود و همچنان گسترش مییافت نیز، آگاهی داشت.
هومبولت نخستین کتاب بزرگ درباره زبانشناسی همگانی که رسالهای در زمینه انواع زبان انسان بود را نگاشت.
هرچند هومبولت توانایی زبانی ذهن را جهانی و همگانی میداند، ولی تاکید میکند که خاص بودن هر زبان از ویژگیهای خاص گروهی که به آن صحبت میکنند ناشی میشود. او عقیده دارد که زبان و فکر هر گروه از مردم که به زبان خاصی صحبت میکنند، از یکدیگر جداییناپذیرست و حتی او از این هم فراتر میرود و اظهار میدارد که زبان هر قوم روح آنان و روح آنان زبانشان است.
کتابهایی که به قلم ویلهلم هومبولت نوشته شده است:
1- سقراط و پلاتو در مورد جهان
2- طرحی در جامعهشناسی تطبیقی
3- قرن هجدهم
4- تحقیقاتی درباره ساکنین اولیه اسپانیا با کمک زبان باسک
5- درباره نوشتار و رابطه آن با گفتار
6- درباره زبانهای کشورهای دریای جنوب
7- با شیلر و راه تکامل روحی
8- ناهمگونی زبانها و تاثیر تکامل فکری انسانها
با درود
چند وقتی هست که یک نمایش از برنامه سیمای خانواده پخش می شه« همه بچه های من» من که نمی بینم مگر گاهی تکرارش اونهم شب ها. ولی شما رو نمی دونم. بهرحال نکته جالبش اینکه «مهرانه مهین ترابی» که تو این سریال بازی میکنه،مثلا زبانشناسی خونده .
پای زبانشناسی توی سریالها هم کشیده شده.
من اتفاقی اون قسمت رو دیدم که «مهین ترابی» خودش رو زبان شناس معرفی کرد.
«پسر ازش سوال کرد . او با شعر جواب داد. بعد پسر پرسید : اِ شما رشته اتون ادبیاته؟ اونم گفت: بله ادبیات خوندم ولی تخصص اصلی ام زبانشناسیه. پسر با تعجب گفت:چه جالب پدر من هم زبانشناسی خونده . »
برام خیلی جالب بود که به جای دکتر و مهندس و معلم و منشی و حتی نویسنده و خبرنگار که تو سریالها خیلی رایج شده حالا زبانشناس هم پاش کشیده شده.
فقط کارگردان یا نویسنده شاید هنوز نمی دونن که الزاما هرکسیکه زبانشناسی خونده لازم نیست یه عالمه شعر بلد باشه یا اصلا لیسانش ادبیات باشه.چراکه اتفاقا بیشتر از رشتههای مترجمی و ادبیات انگلیسی سراغ زبانشناسی می آن.
ولی بازم خدا بهشون عمر با عزت بدهد که اینطوری دارن تو تلویزیون و بعد جامعه جا میاندازن که آره بابا رشته ای هم به این اسم هست.
حالا بقیه اش یواش یواش درست می شه.
مهم این بود که ما هم معروف شدیم و زبانشناسی از غربت دراومد.
بدرود
با درود
جای همگی خیلی خالی بود.
در دومبن سخنرانی علمی انجمن زبانشناسی ایران
عباسی ار «دیکتاتوری متن در روایتشناسی گفتمانی» گفت
شورای انجمنهای علمی ایران دیروز پنجشنبه 17 اردیبهشت از ساعت 9 تا 11 صبح میزبان شرکتکنندگان در دومین سخنرانی علمی انجمن زبانشناسی ایران بود.
در ابتدا، سجودی به معرفی علی عباسی و آثار او پرداخت. علی عباسی عضو گروه نشانهشناسی فرهنگستان هنر است و حدود ۳۰ مقاله و دو کتاب در کارنامه خود دارد.
کتاب شناخته شده او «صمد، ساختار یک اسطوره» نام دارد که از دیدگاههای نشانهشناسی جدید به مطالعه قصههای صمد بهرنگی پرداخته است.
عباسی سخنرانی خود را در سه بخش تنظبم کرد: معرفی نظریه، پیادهسازی نظریه و در نهایت پرسش و پاسخ.
او سخنرانی خود را با این جمله آغاز کرد : «من نظریهپرداز نیستم ولی روایتشناسی را میشناسم». وی سپس روایتشناسی در بافت را به صورت نظری معرفی کرد.
به اعتقاد او «خوانشهای گوناگونی وجود دارد اما این متن هست که در نهایت نشاندهنده خوانش اصلی است.»
عباسی به دیکتاتوری متن اعتقاد دارد و میگوید: خوانشهای بینهایتی وجود دارند اما در قالب و ساختاری که متن تحمیل میکند.
عباسی در ادامه از وجود دو نوع معنا سخن گفت. «معنا در زبان» همان معنای یخزده و کلیشهای است و «معنا در عمل» همان معنای گفتمانی است و همان معناییکه انسان در آن دخیل میشود.
این سخنران اشاره کرد: معنای یخزده باید در بافت جای بگیرد. نشانه وقتی معنا پیدا میکند که در بافت باشد.
به اعتقاد او ساختارهای از پیش تعیینشدهای وجود دارد که متن وارد این ساختارها میشود.
او در ادامه به دو نوع تعریف از روایتشناسی اشاره کرد: در تعریف اول که از سوی گرمس، پروپ و لاقیوای اعلام شده آمده است که روایت باید دارای تغییر باشد.
«روایت، سه وضعیت را شامل میشود. بازه آغازین، بازه میانی و بازه پایانی. در بازه آغازین، قیدهای توالی و زبان ماضی استمراری استفاده میشود و بعد یک نیروی تخریبکننده، قیدها را به قیدهای «ناگهان» تبدیل میکند. دراین هنگام، تمام افعال گذشته به گذشته استمراری تبدیل میشود و بعد نیروی سامان دهندهای این وضعیت را سامان میدهد. این اصطلاح «باز بودن پایان داستانها» در همین جا شکل میگیرد. آنچه باعث ایجاد یک روایت میشود، همان تغییر است.»
عباسی، کتاب «بیگانه» نوشته آلبر کامو را به عنوان نمونه بررسی کرد و گفت: در ابتدا و پایان روایت عنصر مرگ دیده میشود. اگر روایت به این شکل صورت بگیرد، در واقع روایتی شکل نگرفته. اما در این کتاب روایت با «مرگ مادر »آغاز میشود و با مرگ شخصیت اصلی پایان مییابد. تغییر در زبان و فضا در ابتدا و پایان داستان کاملا مشهود است و همین تغییرات است که روایت را میسازد.
به گفته عباسی، تعریف دیگری هم در روایتشناسی ارائه شده است: روایت از یک تقابل دوتایی میان راوی – مخاطب از یک سو و کنشگرانش از سوی دیگر تشکیل شده است. اگر این تقابل وجود نداشه باشد روایت صورت نمیگیرد.
عباسی برای روشنتر شدن موضوع، اینگونه درباره «بیگانه» کامو توضیح داد: راوی روایت میکند و مخاطب میشنود. راوی از این زمان حال جدا میشود و وارد زمان و مکان دیگری میشود. نویسنده به محض شروع نوشتن روایت وارد دنیای دیگری میشود. به درون خودش میرود. این نویسنده مجازی، خواننده ای مجازی را فرض میکند که از همه آنچه نویسنده میداند آگاه است. این نویسنده مجازی در متن نیست. در متن فقط کنشگر وجود دارد، ولی رد پای این نویسنده مجازی کاملا مشهود است. به طور مثال در کتاب بیگانه، نویسنده مجازی به نوعی، از طریق کنشگر، سیستم قضایی را زیر سوال میبرد.
پس از توضیح مسائل تئوریک، دکتر عباسی برای پیاده کردن این نظریات، «قصه مرغان» را از قصههای شیخ اشراق، سهرودی انتخاب کرد. وی سپس راوی، کنشگر و رابطه عوامل روایت را در این داستان شناسایی و معرفی کرد.
عباسی در پایان پس از جمعبندی و نتیجهگیری، به تئوری خودش در این زمینه پرداخت: ساختارها، یخزده و کلیشهای هستند اما خوانشهای متفاوت در آن قالبهای از پیش تعیین شده، حضور و وجود دارند.
در بخش پرسش و پاسخ این سخنرانی، بیشتر مقوله ترجمه مورد بحث قرار گرفت. عاصی بر این عقیده بود که مترجم اجازه برداشت آزاد از متن زبان اصلی را ندارد و کاملا باید به متن وفادار بماند؛ اما فرحزاد اعتقاد داشت مترجم میتواند برداشت آزاد داشته باشد اما به شرط آنکه دچار اشتباه، قصور و تغییر متن نشود.
در پایان این نشست فرزان سجودی اعلام کرد که فرهنگها برای موجودیت داشتن، نیاز به ساختار دارند؛ اما باید توجه کرد که این ساختارها به خاطر فرهنگ، همواره در حال فرو ریختن و تغییر مداوم هستند.
بادرود
لینکهای گزارش این همایش را که در ایبنا منتشر شده می توانید ببینید
بدرود
با درود
انجمن زبان شناسی ایران برگزار میکند
از سلسله سخنرانهای علمی ماهانه
روایت شناسی در بافت
سخنران : جناب آقای دکتر علی عباسی
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
شرکت فقط با ثبتنام قبلی
تلفن دفتر انجمن : 88212003
زمان : پنجشنبه 17 اردیبهشتماه 1388 ساعت 9 صبح
مکان : شورای انجمنهای علمی ایران - خیابان یوسفآباد- خیابان سیوپنجم – شماره 5
منتظر شما هستم
بدرود
بادرود
بلومفیلد، زبانشناس آمریکایی و ساختگرا اعتقاد داشت: «زبان مجموعهای است از جملاتی که میتوان در یک جامعه زبانی تولید کرد.» بلومفیلد که به توصیف زبانها علاقمند بود و به صورت علمی آنها را بررسی میکرد، شاهکار حودش را با نام «زبان» درسال 1933منتشر کرد. این کتاب تاثیر بسیاری بر دیگر زبانشناسان داشت.
ادامه مطلب http://www.ibna.ir/vdcawyne.49nia15kk4.html
بدرود
با درود
یسپرسن زبانشناس دانمارکی و متخصص دستور زبان انگلیسی است. کتابهایش در زمینههای مختلف از جمله آواشناسی و دستور زبان معروف است.
بدرود
با درود
همایش آواشناسی و واجشناسی، پنجشنبه 27 فروردین ۸۸ به همت انجمن زبانشناسی ایران در بنیاد ایرانشناسی برگزار میشود
|
|
بدرود
دکتر پرمون عضو هیات علمی و مدیر گروه زبان و گویش پژوهشکده زبانشناسی، کتیبهها و متون پژوهشگاه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری است. تخصص وی آواشناسی، واجشناسی و گویششناسی است و در دانشگاههای الزهرا(س)، پیام نور و آزاد مشغول به تدریس است./
خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): دکتر یدالله پرمون سال 1345 در کرمان متولد شد. وی کارشناسی خود را در رشته مترجمی زبان انگلیسی و کارشناسی ارشد و دکترای خود را در رشته زبانشناسی به اتمام رسانید.
با یدالله پرمون به عنوان مدیر علمی طرح ملی اطلس زبانی ایران به گفتوگو نشستهایم.
*اطلس زبانی چیست؟ و ایده تهیه این اطلس چگونه شکل گرفت؟
**اطلس زبانی مجموعهای است از نقشهها که به منظور تعیین محدودههای زبانی روی پهنه جغرافیایی تدوین میشود. بسیاری از کشورها اطلس زبانی خود را دارند.
بحث گردآوری مواد زبانی برای تدوین این اطلسها متفاوت است. از شناسایی مستقیم و آواشناسی نمونهها در زمان مصاحبه گرفته تا ضبط دیجیتالی صدا و تصویر در زمان حاضر.
دو نوع نقشه زبانی داریم. نقشههای بازنمودی و نقشههای تفسیری که اولی به تنوعات یک پارامتر زبانی خاص در پهنه مورد بررسی توجه دارد و دومی از طریق رسم منحنیهای همگویی و یافتههای مربوطه در تعیین پهنههای همزبان و غیرهمزبان میپردازد.
اطلس زبانی مجموعهای است از نقشههای بازنمودی و تفسیری که با اهداف فوق در ارتباط با پهنههای جغرافیایی و به منظور تعیین وضعیت جغرافیایی زبانی در آن پهنه تهیه میشود.
*طرح ملی اطلس زبانی ایران از چه زمانی آغاز شده است و با چه هدفی؟
**این طرح که در حال حاضر در پژوهشکده زبانشناسی، کتیبهها و متون در حال تدوین است. نخست در اوایل دهه 50 و به ابتکار فرهنگستان زبان آن زمان و سازمان جغرافیایی کشور،با عنوان طرح «فرهنگساز» شکل گرفت. این طرح مشتمل بود بر گردآوری مواد زبانی از تمامی آبادیهای بالای ده خانوار کشور به صورت ضبط شده روی نوارهای مغناطیسی، آوانویسی آنها و سپس ترسیم نقشههای مربوطه.
این طرح در جریان تحولات سال 1357 و انقلاب اسلامی متوقف شد و آرشیو آن تا زمان تشکیل پژوهشکده زبان و گویش(پژوهشکده زبانشناسی، کتیبهها و متون) حفظ شد. از زمان تأسیس این پژوهشکده، به انجام رساندن این طرح در رأس برنامههای پژوهشکده قرار گرفت. در حال حاضر این طرح با جدیت دنبال میشود.
*مراحل تهیه این اطلس به چه صورت است؟
**در تدوین این اطلس کوشش شده تا گنجینه گردآوری شده در دوران پیش از انقلاب که جزو میراث زبانی ما به حساب میآید، از دست نرود. بر این اساس، تلاش کردهایم دستکم در نخستین ویراست، ثبت و آوانویسی این مواد را به سرانجام برسانیم. لازم به ذکر است که اطلس زبانی طرحی است که ماهیتاً تمامی ندارد و باید در هر دورهای بهروز رسانی شود.
اطلس زبانی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و بنا داریم که پس از تهیه نسخه نخست (که مواد آن شواهدی از دورهای تعیین کننده از تاریخ معاصر کشورمان را با خود دارد) آن را در قالب نهادی فعال،
برای تدوین سیمای جدید زبانشناختی کشور ایران، همچنان نگاه داریم.
به هر حال مراحل کار طرح عبارتند از: گردآوری مواد زبانی مورد نیاز طرح به صورت ضبط شده از نقاط مورد بررسی، آوانویسی مواد تهیه شده در پایگاه دادهای بسته برنامه نرمافزاری ویژهای که برای طرح نگاشته شده و ترسیم نقشههای بازنمودی و تفسیری به شکل رایانهای.
اطلس ما یک اطلس پویا ست. این بدان معناست که مخاطب، کاربر فعال بسته برنامه اطلس است که با فرضیهها و دادههای ورودی خود با رایانه کار میکند. جستجوی رایانهای انجام میدهد و نقشههای خود را ترسیم میکند.
ما معتقدیم از این طریق، امکان تقابل آرا و دستیابی به نتیجه پذیرفته، فراهم میشود.
*در جمعآوری داده و پیاده کردن آنها آیا از زبانشناسان کمک گرفته شده است یا از افراد غیرمتخصص؟
**جمعآوری عمدتاً با همکاری نیروهای غیر زبانشناس صورت گرفته است چرا که در دوران پیش از انقلاب رشته زبانشناسی، فارغالتحصیلان زیادی در ایران نداشت. اما در پیادهسازی تأکید ما بر کار کردن با نیروهای متخصص زبانشناس با مدرک دستکم کارشناسی ارشد این رشته بوده. در حال حاضر، حدوداً 40 نفر از این افراد با مدرک کارشناسی ارشد و بالاتر در بخشهای ستادی و استانی با این طرح همکاری میکنند و کار آوانویسی رایانهای نمونهها با جدیدترین روشها و با درجه اطمینان مطلوب در جریان است.
*آیا در این پروژه با گویشهای جدیدی روبرو شدهاید که پیش از این شناخته شده نبودند؟ در مجموع چند گویش شناسایی شده اند؟
**بحث تعیین شخصیت یک گونه به عنوان «زبان» و «گویش» بحثی است که احتیاج به مقدماتی دارد؛ یعنی نخست تعریف مفاهیم بنیادی به شیوهای که سازگار با وضعیت کشور ما باشد و دوم اتمام کار اطلس. در حال حاضر ترجیح ما این است که به این پرسش پاسخ ندهیم تا مقدمات فراهم شوند. با این همه شایان ذکر است که این اطلس این توانایی را دارد که افقی بینظیر از وضعیت جغرافیایی زبانی ایران به دست بدهد.
*در حال حاضر، این طرح در چه مرحلهای است و چه مدت زمانی طول میکشد تا به نتیجه برسد؟
**در حال حاضر این طرح از مرحله پایگاه دادهها میگذرد که شامل آوانویسی تفصیلی نمونههای گزارش شده در نرمافزار با الفبای آوانگار بینالمللی و مطابق دستورالعمل مصوب پژوهشکده و توسط نیروهای زبانشناس دوره دیده و کارآمد میشود. پیشبینی ما این است که این اصلیترین بخش طرح تا پایان سال 1389 تکمیل شود. همزمان، برنامه نیز رفع نقص میشود تا پس از تکمیل پایگاه دادهها اطلس آماده ارائه شود.
*پس از خاتمه این پروژه، این طرح چگونه در اختیار علاقمندان قرار میگیرد؟
**برون داد طرح اساساً رایانهای است. با این همه چنانچه نیاز احساس شود میتوان نسبت به تهیه اطلسهای چاپی با اهداف ویژه نیز اقدام کرد.
*از آنجا که شما مدتها به کار جمعآوری و بررسی گویشها مشغول بودهاید، بجاست که نظر شما را در مورد ضرورت ثبت و ضبط گویشها بدانیم.
**زبان از دیدگاه من، بنیادیترین حوزه در میراث فرهنگی است و این بنیادیترین وجه، متأسفانه بسیار ضربهپذیر است و به سرعت رو به نابودی میرود.
از سویی نیز میدانیم که تغییر در طول زمان جزو ذات زبان است و این روند باعث میشود که عادات زمان گذشته به تدریج رنگ ببازد و عادات جدید جای آن را بگیرد. بر این اساس تنها راه، گردآوری مواد زبانی یا ثبت و ضبط آنها پیش از نابودی آنها ست. چرا که مواد زبانی در کنار ویژگیهای دیگر و عناصر فرهنگی اجتماع زبانی به کار برده میشوند و در جریانند که آگاهی از آنها از ضرورت شناخت و حفظ هویت فرهنگی است.
*در پایان به طور خلاصه تعریفی از گویش، زبان و لهجه بفرمایید.
**تعریف من همان تعریف استانداردی است که در کتب و متون مورد استناد آمده است: لهجه به گونهای از یک زبان گفته میشود که تفاوتش با گونههای دیگر تنها و تنها در حوزه تلفظ باشد. به این معنا که عادات تلفظی شما میرساند که خاستگاه زبانی شما کجاست.
گویش آن گونهای است که تفاوتش با گونه دیگر علاوه بر حوزه تلفظ، در واژگان و (البته نه الزاما) در نحو نیز باشد؛ با این همه این تفاوت باید به میزانی باشد که گویشوران آن توسط گویشوران گونههای دیگر بدون آموزش قبلی، تا به میزان تعریف شدهای به اصطلاح «درک شوند». شرط نامیدن دو گونه به عنوان گویشهایی از یک زبان، الزاماً و منطقاً همخانواده بودن آنهاست.
بر این اساس، دو زبان، دو گونهاند که تفاوتهای عمده در حوزههای تلفظ، واژگان و نحو دارند. به طوری که درک متقابل میان گویشوران آنها به صفر برسد. دو زبان میتوانند همخانواده یا غیرهمخانواده باشند.
دومین همایش ملی زبانشناسی، کتیبهها و متون کهن همزمان با روز بینالمللی زبانها از سوی پژوهشکده زبانشناسی، کتیبهها و متون در سالن اجتماعات گنجینه دوران اسلامی موزه ملی ایران برگزار میشود._
دبیر علمی همایش ملی زبانشناسی، کتیبهها و متون با بیان این مطلب به خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: «این همایش با تمرکز بر محورهای مختلفی در زمینه ایران باستان و ایران اسلامی از سوم تا پنجم اسفندماه با حضور اساتید و زبانشناسان پیشکسوت ایرانی و خارجی برگزار میشود.»
بادرود
یک همایش سه روزه از 23 تا 25 توی لار.
دوستان فقط تا 9 اسفند وقت دارید که برای همایش ثبتنام کنید. اطلاعات بیشتر تو سایت انجمن زبانشناسی
من که میرم.چه کسانی می خوان بیان ؟
بدرود
با درود
دیروز نشست « تحلیل گفتمان و ادبیات » برگزار شد. در دانشگاه نربیت مدرس. حای همه خیلی حلی بود.
دکتر سجودی و دکتر آقاگلزاده سخنرانی داشتند. انجمن زبانشناسی و انجمن نقد ادبی برگزار کرده بودند
دکتر خدایار هم بود که تقریبا به معرفی این بحث و سخنرانان می پرداخت.
من از استادای زبانشناسی دکتر شقاقی رو هم دیدم . و بعضی از دوستان قدیم. حوب بود نسبتا . شلوغ بود. من انتظار این جمعیت رو نداشتم .
گزارش کاملشو می تونین تو این لینک بخونید.
http://www.ibna.ir/vdcbw8bf.rhba0piuur.html
بدرود





