با درود

حدودای ۸ صبح تو تاکسی بودم که دو تا مجری رادیو ، خندان و شاد ، دور از جار و جنجال وترافیک  صبحگاهی ، تو اتاق فرمان ، فقط هدفشون خدمت به خلق الله بود  و می خواستن سر صبحی ملت را از این قیافه خوابالو و بد اخلاقشون نجات بدن.

شکر خدا از این همه علم  و دانش     >o-]

یکی شون گفت :  برنامه های مفرح ( mofarrah )  ما  .....

که اون یکی سریع توپید بهش .

دوست عزیز مفرح ( mofarrah  )  نه . مفرح ( mofarreh )  درسته .

مفرح (mofarrah ) یعنی محل تفریح . مفرح ( mofarreh ) یعنی شادی آور .

واااااااااااااااااااااااااای 

بابا ما داریم فارسی حرف می زنیم .

نه عربی .

آقا ما یک کلمه عربی رو قرض گیری کردیم (mofarrah ) . حالا با هرمعنی که دلمون خواسته .

قرار نیست دقیقا معنی واژه تو فارسی اون چیزی باشه که تو زبان اصلی هست .

 که حالا بخواهیم یک کلمه نا آشنای عربی دیگر و به زور به خورد ملت بدیم .

مفرح (mofarreh ) دیگه چیه؟   

ما را همین بس که این همه واژه عربی تو فارسی داریم . حالا دوره افتادیم دستور زبان عربی رو هم توی دستور زبان فارسی اعمال کنیم .

جل الخالق 

 

بدرود

 

سه‌شنبه ۳٠ دی ۱۳۸٢ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()

با درود

به تازگی تحقیقات نشون داده که طولانی ترین کلمه انگلیسی در دیکشنری یک کلمه ۴۵ حرفی است    که اسم یک بیماری ریوی است .

PNEUMONOULTRAMICROSCOPICSILICOVOLCANOCONIOSIS

تا پیش از این طولانی ترین کلمه electrophotomicrographically بوده .

حالا این لینک  رو ببینید اطلاعات کامل در این مورد رو ببینید.

راستی طولانی ترین کلمه تو فارسی چیه؟

اینجا رو کلیک کنید.

راستی پویا بازم ممنون که اینو معرفی کردین. 

 

بدرود

شنبه ٢٧ دی ۱۳۸٢ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()

با درود

چند نفر از شما،  اینچنین مکالمه هایی رو استفاده می کنید یا می شنوید یا اصلا می فهمید؟

به هرحال چه بخواهیم چه نخواهیم باید یاد بگیریم .

اونهایی که بلدن به بقیه یاد بدن.

من بلد نیستم.

اما به شدت آمادگی هرنوع آموزش رو دارم.

به قول معروف ما که پایه ایم.شما چی؟هستید؟

راستی اینو هم از مجله چلچراغ در آوردم.البته خیلی وقت پیش.

 این مکالمه رو می گم ها.

بدرود.

 

p.s .راستی قرارمون این بود که جواب سوالها در انتهای comment های همون یادداشت باشه.یادتون رفته؟

 

سه‌شنبه ٢۳ دی ۱۳۸٢ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()

با درود

جناب آقای" کامران تلطف" استاد مطالعات خاور نزدیک در دانشگاه آریزونا توسان بسیار علمی و با نثر زیبایی به بررسی این مساله پرداخته که:

 نام زبان ما به انگلیسی چیست: فارسی (Farsi) یا پرژن (Persian)؟

من متن کامل رو براتون در انتهای مطلب می گذارم.از طرفی به خلاصه ای از خود نوشته های ایشون را در اینجا میارم.

”نام زبان ما فارسی است. در انگلیسی به آن پِرژِن (Persian) می گویند... .

...اما در واقع پس از انقلاب اسلامی سال 1358 بود که بگونه ای گسترده و ناگهانی از این زبان در انگلیسی و سایر زبانهای اروپایی بعنوان فارسی (Farsi) نام برده شد... .

...اما ابتدا این را باید روشن کرد که این کسانی که به رایج کردن این واژه در زبانهای خارجی کمک کرند که بودند و از کدام خواستگاه دست به این کار زدند؟ ...

...نخستین گروه مدیران کشوری پس از انقلاب بودند که در اخبار انگلیسی و دیگر زبان های خارجی، در نشریات انگلیسی، در بروشورهای جهانگردی، و در اعلامیه های انقلابی به زبان های خارجی و در هر کجا که لازم بود از واژه فارسی (Farsi) استفاده کردند. ...اینان گاه از سر بی توجهی از واژه فارسی (Farsi) در ارتباطات خود استفاده می کردند و گاه نیز انگیزه های ایدئولوژیک آنان را به این کار وا می داشت. ...رواج واژه فارسی (Farsi) برای این گروه نه تنها عملی در مخالفت با غرب بود بلکه از نظر ایدئولوژی نیز باعث ایجاد فاصله هر چه بیشتر با فرهنگ ایران باستان می گردید، درست بر خلاف کاری که برخی از مسولین رژیم پیشین در صدد آن بودند، یعنی اغراق در مورد ایران باستان و اهمیت آن در زندگی روزمره مردم دوران ما. شاید هم اینان صادقانه باور داشتند که باید این نام را تغییر داد که در این صورت درست این بود که دلایل این باور خود رابه بحث عمومی قرار می گذاشتند.

...گروه دیگری که به رواج استفاده از واژه فارسی (Farsi) در زبان انگلیسی کمک کردند برخی از خبرنگاران خارجی بودند که برای تهیه گزارش به ایران سفر می کردند... . این خبرنگاران پس از بازگشت از همه معلومات تازه خود را، از جمله نام زبان کشور ایران، در نوشته هایشان استفاده می کردند تا خوانندگان خود را بهتر تحت تاثیر قرار دهند... .

...گروه بعدی که از واژه فارسی (Farsi) برای نامیدن این زبان در انگلیسی استفاده می کنند برخی از زبان شناسان هستند. این ها معتقدند که برای تشخیص زبان هایی که در ایران، افغانستان، و تاجیکستان رایج است بهتراست که زبان ایران را فارسی (Farsi)، زبان افعانستان را دری (Dari)، و زبان تاجیکستان را تاجیک (Tajik) بنامند چرا که اطلاق واژه پرژن (Persian) به همه آنها درست نیست. ...چرا برای مثال از این نام گذاری استفاده نمی کنند: Persian و Dari Persian و Tajik Persian. این گونه واژه گذاری بخوبی این سه گونه مختلف زبان فارسی از هم جدا میکنند... .

...افراد دیگری که از این و اژه برای نامیدن این زبان در زبانهای دیگر تا حدی بطور طبیعی استفاده می کنندعبارتند از کسانی که نام این زبان در زبان مادریشان نیز فارسی است. اینها شامل هندی ها، پاکستانی ها، عرب ها، ترکها، پنجابی ها، و غیره هستند که در هنگام مکالمه به انگلیسی تمایل دارند که از همان واژه آشناتر در زبان خود استفاده کنند. این عمل نشانه بی احترامی آنها نسبت به این زبان نیست. بلکه آنهادر مواردی با این کار انگار که می خواهند احساس نزدیکی خود را به فرهنگ ایرانی نشان دهند... .

...گروه بعدی و بنظر من عامل عمده رواج واژه فارسی (Farsi)، مهاجران و پناهندگان سیاسی / اقتصادی پس از انقلاب هستند. این گروه از همه بزرگتر بوده و دسترسی به آنان برای بحث در مورد نام زبان فارسی در زبان های خارجی نیز از همه سخت تر است. بیشتر این افراد به هنگام ورود به غرب به هیچ زبانی به جز فارسی تسلط نداشته اند و برخی از آنان هنوز هم زبان کشور میزبان را بخوبی فرا نگرفته اند. آنها هنگام پر کردن درخواست نامه های اداره مهاجرت در امریکا و کانادا و در برابر پرسش "زبان مادری شما چیست؟" می نوشتند فارسی (Farsi) ....اگر چه  اکثر  کسانی که واژه فارسی (Farsi) را بکار می برند با توضیح کوتاهی به کنه مطلب پی ببرند اما برخی از افراد این گروه نسبتا تازه وارد به جهان غرب- در مورد کاربرد واژه فارسی متعصب باقی می مانند. آنها بر این باورند که با بکار بردن واژه فارسی (Farsi) هنگام حرف زدن به زبان انگلیسی کاری وطن پرستانه می کنند... .

...گروه بعد و در ادامه گروه قبلی، ایرانیان نسل دوم هستند. اینها از پدر و مادر خود شنیده اند که نام زبان مادریشان فارسی (Farsi) است و این احتمالا همان چیزی است که در مدارس آخر هفته که بعضا برای فراگیری زبان فارسی در آن شرکت می کنند نیز بدانها آموزش داده شده است . ...اینها هنگامی که وارد دانشگاه می شوند و از روی علاقه، نیاز، یا کنجاوی بدنبال درس های زبان یا ادبیات فارسی می گردند و آنها را نمی یابند، بسیار نا امید میشوند غافل از اینکه این دروس در دانشگاهای عمده امریکا بطور مرتب تحت عنوان Persian Language ویا Persian Literature در همه سطوح ابتدایی، متوسطه، و پیشرفته ارائه می شود... .

...از این گروه ها که بگذریم، مجامع علمی، فرهنگی، هنری، و دانشگاهی از همان واژه پرژن (Persian) در زبان انگلیسی و سایر زبان های اروپایی استفاده می کنند. برای مثال، شما می توانید در دانشگاهها درس Persian 101 را بگیرید اما از Farsi 101 خبری نیست. در این میان ایران شناسان غربی که از زمره اولین کسانی هستند که به مطالعه علمی و نظام مند فرهنگ ایران باستان، و ادبیات فارسی کلاسیک پرداختند، در استفاده از نام درست زبان فارسی در زبان های خارجی نهایت دقت را بخرج داده و بندرت کسی را می توان یافت که از این قاعده خطور کرده باشد. ..

...اما اکنون بپردازیم به اینکه چه اشکالی دارد که ما در انگلیسی بجای پرژن (Persian) بگوییم یا بنویسیم فارسی (Farsi). مگر نه اینکه در ایران و برخی دیگر کشورها این زبان را فارسی می نامند؟ ...

یکم، از نظر تاریخی کار برد واژه فارسی (Farsi) در زبان انگلیسی اشتباه است. اشتباه است چون هیچگاه غربی ها این واژه را بطور روزمره در امور فرهنگی و علمی بکار نبرده اند. تا پیش از انقلاب 1979، این واژه بیشتر متعلق به دانشنامه ها و فرهنگ واژه ها بود آن هم برای اینکه توضیح دهند که نام بومی و محلی این زبان چیست. در سالهای اخیر اما این واژه به آنها تحمیل شده است و این تحمیل در باز شکل گیری هویت ایرانیان تاثیر خواهد گذاشت... .

دوم، کاربرد واژه فارسی هنگام تکلم به زبان انگلیسی ،نقص هماهنگی آن زبان و نیز تجاوزی است به صرف و نحوش. برای یک لحظه تصور کنید که شخصی به فارسی به شما بگوید که:
"من انگلیش و فرنچ و پُولیش حرف می زنم."
این جمله هماهنگی نحوی زبان فارسی را به هم می زند چرا که ما برای این زبانها در زبان فارسی نام های دیگری داریم... .

سوم، خود واژه Farsi در زبان انگلیسی یک واژه خوش صدا نیست. شنونده را به یاد واژه هایی از قبیل Farce و Farcical به معنای لودگی، نمایش مسخره، و کارهای مضحک می اندازد. در فرانسه کار برد واژه Farsi بجای Persan حتا بد آوا تر است. شنونده را بیاد (Farci (stuffedو  (Farce (joke می اندازد.

چهارم و از همه مهمتر اینکه در ضمیر آگاه یا نا خود آگاه یک انگلیسی زبان و یا یک غربی بطور کلی، واژه ی پرژن (Persian) مرتبط با و یاد آورنده بسیاری از جنبه های مثبت فرهنگی ما ست . برای مثال هنگامی که آنها این واژه را می شنوند حتا اگر بلافاصله بدان فکر نکنند جایی در ته ذهنشان ته نشین هایی و جود دارد از قبیل:
Persian Empire, Persian Mosques, Persian poetry, Persian mysticism, Persian miniature, Persian carpets, Persian cats, Persian pistachio, Persian caviar, Persian food, and Persian Gulf
شعر، ادبیات، مسجد، غذا، خاویار، گربه، مینیاتور، قالی، پسته، مفاهیمی بدی نیستند که با نام زبان ما بعنوان یک صفت عجین گردیده اند. در اذهان مردم غرب، Persia and Persian به هم نزدیک بوده: یکی نام کشور و ملیت و دیگری نام زبان ماست.

از همین روی است که بسیاری بر این باورند که تغییر نام بین المللی کشورمان از Persia به ایران نیز زیان آور بود چرا که نام جدید تاریخ کهن سال کشور را تداعی نمی کرد. در واقع، خود رضا شاه که این کار را کرده بود، بنا به اسناد تاریخی بعد ها از کار خودش پشیمان گردید.

اما دیگر جامعه بین المللی به نام جدید (که البته در خود ایران جدید نبود چون کشور همیشه به همین نام خوانده می شد) عادت کرده بود. بنابراین پرژن (Persian) ضمن اینکه نام زبان ماست، بعنوان صفت- ملیت ما را نیز هنوز توصیف می کند... .

 نمی گویم که ما باید در گذشته زندانی باشیم و عمر خود را با پز دادن در باره اندک میراثی که از گذشته برایمان باقی مانده هدر دهیم. باید بیشتر به آینده نگریست. اما در عین حال هویت ما را همین اندکی که داریم تعیین می کند وما نباید به از طریق نام گذاری های اشتباه به فراموش شدن آن کمک کنیم چرا که تمدن بشری مجموعه ای است از تمامی دست آوردهای فرهنگی و تاریخی تمامی اقوام جهان و در این رهگذر، چه بخواهند چه نخواهند، ایران باستان نیز سهمی داشته است.
و هنگامی که سخن از آینده است، اگر روزی روابط بازرگانی بین دو کشور باز بر قرار گردد، حافظه فرهنگی در رونق اقتصاد بین المللی ایران نقش خواهد داشت. در اینجا خواهد بود که باز خاطره های قالی های خوش نقش، پسته های اعلا، و سایر خوراکی های خوشمزه که با واژه پرژن همراه هستند آسانتر به بازار عمومی راه خواهند یافت تا اقلامی که با واژه های فارسی یا ایرانی ترکیب شده اند. این نکته بازرگانی تنها مربوط به یک نوستالژی فرهنگی نیست. واقعیت های آینده زندگی ایرانی های ساکن آمریکا و نسل های بعدی آنها است چرا که از نظر فرهنگی واژه Farsi چیزی را بخاطر یک انگلیسی زبان نمی آورد بجز حادثه گروگانگیری، طالبان در افغانستان، و یا حملات به مظاهر فرهنگی ایران باستان در سالهای اول پس از انقلاب.

هر کدام از این دلایل شاید به خودی خود اهمیت چندانی نداشته باشد اما هنگامی به کل موضوع و به کل مسائلی که از رواج واژه فارسی Farsi در زبانهای خارجی ناشی می گردند نگاه کنیم می بینیم که به می ارزد که در باره اش کمی بیشتر اندیشه کنیم. البته این نکته را هم فراموش نمی کنم که نمی شود جلو تغییرات زبانی را گرفت. گاهی واژه هایی در یک زبان از بین می روند، واژه هایی دیگر زاده می شوند، و گاه نیز واژه هایی نو جایگزین واژه ها کهن می گردند. این روند اغلب مستقل از اراده افراد صورت می گیرد. در مورد بحث مورد نظر ما مسئله حتا پیچیده تر است چون ما از زبان انگلیسی سخن می گوییم که هیچ گونه کنترلی بر آن نداریم. درست است که ما در تحلیل نهایی نمی توانیم تعیین کننده سرنوشت نام این زبان در انگلیسی باشیم اما دست کم می توانیم در دامن زدن به فراموشی واژه زیبا، تاریخی، و پر معنای پرژن (Persian) شرکت نداشته باشیم.

در رابطه با این بحث باید البته مسئله زیبایی شناسی و شفافیت زبان را نیز در نظر داشت. همان گونه که گفته شد، کاربرد واژه فارسی در زبان انگلیسی ابدا به زیبایی و فصاحت در زبان انگلیسی کمک نمی کند. بلکه باعث ایجاد واژه های غریبی می گردد از قبیل Farsi Night ، Farsi Food ، FarsiEasts، Farsi Services، Farsi Conference، Farsi Library، Farsi Club، Farsi Mother Land، Farsi Cinema، و ده ها مثال دیگر که این روزها بر روی صفحات شبکه جهانی و تار نماهای گوناگون ظاهر می گردند. کاش دست کم بجای Farsi، واژه Iran و یا Iranian را در این ترکیبها بکار می بردند. آیا حتا اگر با کاربرد واژه Persian مخالف باشیم، بهتر نیست بجای Farsi Cinema بگوئیم Iranian Cinema؟

ایرانیان در خارج از کشور حتی نظارتی بر روند رشد زبان فارسی هم ندارند. آنها نه دارای آکادمی زبان هستند و نه در مصدر قدرت و نه صاحب یک رسانه عمومی. بسیاری از آنها بطور ناگهانی و در بسیاری از موارد بطور تصادفی به دنیای غرب پرتاب شده اند و اکنون در برزخی بین دو زبان و دو فرهنگ، و این روزها به خاطرشدت گرفتن مسائل سیاسی در جهان، بین دو پارادایم به ظاهر آشتی نا پذیر زندگی می کنند. علی رغم این دشواری ها می توان کمی هم خوشبین بود زیرا که این موقعیت چندان بدی هم نیست. در واقع این توفیق اجباری شاید یکی از مهمترین وسیله های نیل به دمکراسی در ایران را از طریق فرا گیری و تبادل فرهنگی و ارتباط با هم وطنان درونمرزی را فراهم کند.

بهتر است ما به این قضیه نام زبان مادری یا ملیمان نیز بعنوان یک تمرین در فراگیری دمکراسی بنگیریم. به دیگر سخن،  با توجه به امکاناتی که درما وجود دارد می توان به پژوهشهای سیستماتیک دست زده، اطلاعات لازم را جمع آوری کرده، و در نهایت در یک حرکت دسته جمعی به تصمیم گیری پرداخت. در این راستا بایدتنبلی نکرد و توجه داشت که نام زبان ما در زبان انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، و بسیاری از زبانهای اروپایی دیگر، و نیز در جامعه بین اللملی و سازمان ملل متحد فارسی (Farsi) نیست و رواج این واژه در این زبان های خارجی و مجامع بین المللی ممکن است به هویت و هماهنگی فرهنگی ما زیان رساند.  “

این هم متن کامل

حتما از خوندش لذت بردید.نه؟

در آخر باید از دوست خوبم  پویا تشکر کنم که این لینک و بهم معرفی کرد.

دوستان اگر شما هم مطلبی سراغ دارید که برای این وبلاگ مناسبه ،منو از این موهبت الهی !!!! بی نصیب نگذارید.

بدرود


دوشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٢ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()