با درود

 

موذ مار

ضابلو

...

این کلمات و حتما شنیدین .

فکر می کنین چه طوری ساخته شدن .

" موذ مار  "  از ترکیب " موذی " +  " مارمولک "  ( احتمالا ) :  به آدم موذی و مارمولک گونه می گن .

" ضابلو " هم از ترکیب "  ضایع  "  +  " تابلو "  : یعنی چیزی که هم ضایع باشه هم تابلو   ببینین دیگه چه افتضاحیه دیگه . ( تو مجله چلچراغ یه مطلب طنز در  موردش داشت که اگه تونستین بخونین . فکر کنم مال دو هفته پیشش بود . )

خلاصه این کلمات از طریق آمیزش یا تلفیق  ( blending )  ساخته شدن .

مثل :

 brunch "  :  breakfast  +  lunch  " ( غذایی بین صبحانه و ناهار )

و  " فوتسال "  :  فوتبال  و سالنی

یعنی یه بخش از یه کلمه  با یه بخش از یه کلمه دیگه ترکیب میشه  .

روش جالبیه برای واژه سازی . من که خوشم می آد .

 

بدرود .

 

 

چهارشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٢ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()

 

با درود

 

راستش خیلیها بین اینها فرقی نمیذارن که اشتباه محضه.

 

" زبان (language)عبارتست از یک نظام صوتی قراردادی که بوسیله دستگاه گفتار آدمی تولید می شود  و افراد جامعه آن را برای ارتباط با یکدیگر به کار می برند .

 

هر زبان در طول تاریخ تحت تاثیر عوامل جغرافیایی ، فرهنگی ،  برخورد زبانها  و جز آن دستخوش دگرگونی های فراوانی می شود که در نتیجه گونه ها و صورتهای متفاوتی از آن پدیدار می شود . این گونه ها و صورتهای مختلف را لهجه و گویش می نامند .

 

لهجه (accent)صورت تغییر یافته ای از یک زبان است که برای سخنگویان آن زبان قابل فهم باشد . لهجه ها معمولا تنها تفاوتهای آوایی  وواژگانی ( و کمتر دستوری ) با یکدیگر دارند.

 

گویش (dialect  ) صورت تغییر یافته ای از یک زبان است که برای سخنگویان آن زبان قابل فهم نباشد . گویش ها علاوه بر تفاوتهای آوایی  و واژگانی تفاوتهای دستوری با یکدیگر دارند . "

 

خوب اینها به نقل از خانم دکتر ایران کلباسی −  استاد مسلم گویش شناسی − ( استاد راهنمای منم بودن .  ) بود .

 

فقط دو تا نکته یکی اینکه این تعریفها مطلق نیستن یعنی نمی شه تعریف دقیقی داد . دوم اینکه این اصطلاحها نسبی هستن . یعنی حد واقعی یه گویش و لهجه دقیقا معلوم نیست .

 

حالا توضیح میدم .

اینجوری بگم .

مثلا ترکی استانبولی نسبت به فارسی معیار یه زبان هست .

اما ترکی آذری نسبت به فارسی معیار یه گویش هست .

ترکی استانبولی نسبت به ترکی آذری  یه گویش هست . چون یه نوع ترکیه . اما همدیگرو درک نمیکنن .

ترکی که تو تبریز صحبت می شه نسبت به ترکی که تو قزوین صحبت می شه یه  لهجه به حساب می آد چون فقط از نظر آوایی و کمی واژگانی با هم فرق دارن .

اما هر دوی اینها نسبت فارسی معیار گویش هستن . چون اصلا همدیگرو درک نمی کنیم.

حالا از ترکی بیاییم بیرون.

مثلا یکی که تو مشهد  مشهدی حرف می زنه نسبت به فارسی معیار گویش حساب می شه.

اما اگه بیاد تهران  و فارسی حرف بزنه دیگه فقط لهجه محسوب میشه برای ما.

خوب فکر کنم دیگه روشن شد.

 

بدرود

 

 

یکشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٢ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()

 

با درود

 

راستش با خودم قرار گذاشته بودم که یکشنبه ها و چهارشنبه ها update  کنم و یه مدتی هم اینکارو شروع کردم . امروز هم به همین خاطر اومدم . اما  ... .

نمی دونم من به عنوان جوجه زبان شناس که فقط می خواد در مورد زبان شناسی بنویسه و بس  ،  حق دارم خسته باشم ؟  حق دارم گرفته باشم  ؟ حق دارم بی حوصله باشم یا بریده باشم یا نه ؟

نمی دونم شاید  این حق و داشته باشم اما حق درد ودل  مطمئنا نه .

پس فقط اینو بگم که خیلی خسته ام  . خیلی . خیلی . هم روحی هم جسمی . هفته سختی بود .

 امروز از درس خبری نیست و  رسما هتله.

تا یکشنبه

 

بدرود

 

چهارشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٢ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()
تگ ها: متفرقه

 

با درود

 

بازم بریم تو نخ کلمات فارسی .

*  بعضی کلمه ها محصول مشترک  هستن .   می گید نه ؟ ببینید .

پست  چی

انگلیسی ترکی

آبدار  چی

فارسی ترکی

عبدالعلی :   علی   که تو عربی  ال “  نمی گیره . ما فارسها اضافه کردیم بهش .

خریّت  :  خر  فارسی  یت  عربی

زبانا"  :  زبان “  فارسی   ا"  “  عربی

تلفنا"  :  تلفن   انگلیسی ا"    عربی

الماس ال  عربی  ماس  یونانی 

ماس  تو یونانی یعنی درخشنده  عربها  ال اضافه کردن . ما هم همینطوری استفاده می کنیم .

 

* حالا اینها بعد از قرض گیری معنیشون عوض می شه .

قزمیت : میدونین معنیش تو فارسی چیه دیگه ؟ ها ؟ اما اینو از ترکی سلجوقی قرض کردیم . تو این زبان یعنی شلوار بدون کش .

cause shier (فکر کنم اسپانیولی) : shier : مدفوع حیوان و   cause  : حرف زدن که روی هم به معنی دری وری بوده اما بعد یه عالمه قرض گیری ما شعر رو ازش گرفتیم .   جالبه نه ؟

 

* اینها رو هم ببینید .

” strata  “ از لاتین قرض گیری شده رفته تو عربی شده  صراط  

 ” kalem  “ هم رفته به عربی و شده   قلم .

 

* این یکی که خیلی باحاله.

پیراهن جامه تو فارسی داشتیم. فرانسوی ها قرض گیری کردن شده پیژامه.اونوقت دوباره ما همین پیژامه  رو استفاده می کنیم. 

 

بدرود

  

 

دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٢ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()

 

با درود

 

می خواهید ترکی رو علمی یاد بگیرید؟ اینو ببینید.

من که بیل می رم اما اونهایی که یکم با ترکی آشنان حتما براشون خیلی جالبه .

مثلا تو الفبا حتی جدول هاشم کشیده.خیلی با حاله.

 

فقط ببخشید که ترکیه.

اینجا

باز پویا ما رو شرمنده کرده.

 

بدرود

چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٢ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()

   با درود

 

به قول بزرگی:

 

                ٫ The foolish talk because they have to say something "

                     " . The wise ,bacause they have something to say

   

 

بدرود

 

یکشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٢ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()
تگ ها: متفرقه

با درود

روز شنبه دوم اسفند (21 فوریه) مصادف بود با روز جهانی زبان مادری که از سوی سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) اعلام شده است. (به نقل از B.B.C )

 

توی ایران همه زبان مادریشون فارسی نیست . حالا شماهایی که زبان مادریتون فارسی نیست آیا شما فارسی تهرانی حرف می زنید  (که زبان معیار است) ؟ یا به زبان خودتون و چرا ؟ چرا فارسی حرف می زنید ؟ چرا فارسی حرف نمی زنید ؟

راستش من خودم فارسی زبان مادریم نیست  ولی چون پدر و مادرم از دوره نوجوانی اومدن تهران و خیلی کم به اون زبان حرف می زنن اصلا یاد نگرفتم.از طرفی چون  این گویشوران تعدادشون کمه اصلا  نمی تونن زیاد استفاده کنن.  فقط وقتی که میخوان یه چیزایی بهم بگن که ما نفهمیم به اون زبان حرف می زنن .    

ولی خوب حیفه . باید یه کاری کرد که این زبانها از بین نره . من پایان نامه امو برای این گویش گرفتم که اینو حداقل یه جایی مکتوب نگه دارم.

خوب حالا شما بگید . ببینیم می تونیم یه آمار بگیریم یا نه ؟ هرکی این متنو می خونه  همت کنه و راجع به خودش بگه .

 

بدرود

 

p.s. 1  : حتما یادتونه که جواب محبتهاتون  به یه پست و آخر همه comment هاتون به همون پست می دم.

 p.s. 2  : یادم رفت بگم این لینک B.B.C رو دوست خوبم زهره که ار اون B.B.C خونهای تیر  هست بهم معرفی کرد .  

 

 

چهارشنبه ٦ اسفند ۱۳۸٢ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()

                                             اصلاح شد 

 

بر اساس  دکتر کورش صفوی (۱۳۸۰)، مقاله واژه های قرضی در زبان فارسی ، از کتاب گفتارهایی در زبان شناسی ،  نشر قومس  :تهران

                                                                                          ۳۰/۲/۸۳

با درود

می دونستین ما بجز عربی از خیلی زبانها واژه قرض کردیم و می دونستین اینقد این کلمه ها برامون جا افتاده که اصن هیچ و قت به فکرمون هم نمی رسید که اینها قرضی باشن  ؟

 اینها  رو از تو جزوه های سر کلاس دکتر صفوی جمع کردم .  یادش بخیر  .  کلاساش چه حالی می داد  .  

حالا اینها رو بخونین  .  فکر کنم جالب باشه براتون .

ترکی بشقاب  ـ  اردک  ـ  قالی  ـ  قوطی    ـ  قالپاق  ـ    گمرگ  ـ  چاقو   قیچی 

فرانسوی :  کنکور  ـ  کودتا  ـ  رادیو ـ  رستوران

مغولی : کنکاش  ـ  ییلاق  ـ قشلاق  ـ خانم  ـ آقا  ـ تومان  ـ  یورش ـ داغ

یونانی :   کلید  ـ   لگن

ایتالیایی :  پیانو  - کازینو

سریانی  :   شنبه  ـ   یلدا

روسی :  بلیت  ـ    کیوسک

آلمانی : اتوبان  ـ  زیگراگ  ـ 

انگلیسی : فیلم - موتور ـ داشبورد - کلاج

 

 

بدرود

 

یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۸٢ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()