بعد از مدتها بالاخره

 

 بادرود       

خیلی گرفتار بودم .

 

                  اصلاح شد.

 

 

 اصلاح شد . از بس ملت بهم گفتن  .

 منم رفتم کتاب دکتر صفوی رو ورداشتم  با اون مطابقت دادم .

هرچند من گفتم من اینها رو سر کلاس دکتر صفوی نوشتم 

 ولی خوب شاید اشتباه کردم.

منم بر اساس مقاله ایشان اون پست و اصلاح کردم.

منظورم واژه های قرضی مفید هست .

یه نگاه بندازید ببینین بهتر شد ؟

به هرحال از توجه شما واقعا ممنون .    

من دوست ندارم چیز اشتباه بنویسم. پس بازم بهم بگید.

 

بدرود

 

 

 

پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۳ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()

 

با درود

 

خوب بقیه فرآیند های واژه سازی

 

 ۶) تبدیل  ( دگرگونی )  conversion

تغییر مقوله ای یک کلمه بدون تغییر

   paper : noun → verb

   must : verb → noun

خوب : صفت ← قید

پسر خوب .این پسر خوب کار می کند.

 

۷ ) سر واژه سازی  acronym

کلمه جدیداز حروف اول یک سری کلمات بدست می آید.

مثل  UNESCO ,laser,radar

ناجا - نهاجا  - سمت

 

۸)اشتقاق   derivation

با پسوندها و پیشوندها کلمات جدید بوجود می آید.

بی ادب - توانمند

 

۹)تکرار - مضاعف سازی

تق تق - بخوای نخوای

 

۱۰)تخصیص معنایی

کلمه ای بوده که معنای عام داشته  وبعد  معنی آن تخصصی تر شده.

مثلا  wife  قبلا در لاتین به هر زنی اطلاق می شد و لی بعدها فقط به زن شوهر دار می گفتند .

یا داور که قبلا به فردی که کلا قضاوت می کرده  ولی الان بیشتر برای ورزش استفاده می شه.

 

 ۱۱) تعمیم معنایی

مثلا یه اسم خاص معنی عام پیدا می کند.

مثلا ریکا یه نوع مایع  ظرفشویی بوده ولی الان به هر نوع مایع ظرفشویی اطلاق می شود.

و یا کلینکس

 

می دونم زیاد شد  ولی خواستم تمومش کنم .

 

بدرود

 

یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸۳ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()

 

با درود

 

امروز می خوام از انواع فرایند های واژه سازی بگم.

 ۱- ابداع (coinage )

در این نوع واژه سازی بدون هیچ زمینه قبلی واژه ای رو ابداع می کنن.

مثل

kleenex - nylon

فرجاد

۲ - قرض گیری (borrowing )

این به سه روش امکان پذیره:

یا عین  کلمه رو می آرن ومشتقات اونو هم می ارن.

 مثل

معلم - علم

رادیو

یا یه بخشی رو قرض می گیرن بعد با ساختهای فارسی درستش می کنن.

مثل اکسایش که بجای اکسیداسیون استفاده می کردن.

گاهی هم ترجمه قرضی می کنن.

مثلا

honey moon - ماه عسل

skysraper - آسمان خراش

۳- ترکیب (compounding)

دو تا کلمه رو با هم ترکیب می کنن.

تو انگلیسی waterbed - text book

تو فارسی مثل کتابخانه و سر درد

۴ -تلفیق یا آمیزش ( blending )

راجع به این توضیح داده بودم قبلا

تو انگلیسی مثل gasoline + alcohol = gasohol

breakfast  + lunch = brunch

تو فارسی هم مثل ضابلو

۵ ـ اختصار ( clipping  )

فقط نیمی از کلمات گفته می شود .

تو انگلیسی مثل gasolin → gas

laboratory →  lab

تو فارسی هم مثل آزمایشگاه ← آز

احترام  ← اتی

 

خوب  ایشالله بقیه اش هم دفعه دیگه.

 

بدرود

 

چهارشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸۳ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()