بادرود

خوب امروز این گزارش کنفرانس و جمع می کنم بره پی کارش.

خوب اول اینکه مجموعه مقالات چاپ کردن .هر چند کامل نبود ولی ۴۲ مقاله توش بود و خیلی هم

جالب .توصیه می کنم بگیریدش.

خوب کنفرانس سه روز بود و از صبح تا بهد از ظهر .سالن کاملا پر نبود. حالا جرا نمیدونم.پذیرای و ناهار هم که به راه بود سه ۴ ردیف اول و معمولا استادا می شستن و بقیه عقبتر.خوب از همه نظر همه چیز خوب بود. برگزارکنندگان  با تمام خستگی اشون هم خیلی خوش اخلاق بودن و هم خوب به همه می رسیدن

خدایی کارشون عالی بود.

آخ اینو بگم شاید برای خیلی ها مثل من دیدن پسر و دختر دکتر صفوی در میان برگزارکنندگان  و در کنار پدرشون جالب بود.خوب این از حاشیه. حالا سخنرانی ها

روز اول:

دکتر ثمره     زبان شناسی در ایران :از آغاز تا کنون

دکتر یار محمدی    بازنمایی کار گزاران اجتماعی در منازعات فلسطین و اسراییل از طریق ساختارهای گفتمان دار  جامعه شناختی –معنایی

دکتر زمردیان   ساختمان فعل در گویش جز:یکی از روستاهای بخش برخوار از توابع اصفهان

دکتر کلباسی   پیشوند فعلی -ha  و گونه های آن در گویش های ایرانی

دکتر طبیب زاده   ضرب در شعر رسمی فارسی 

 دکتر معین  زاده     زبان فارسی به مثابه زبانی هسته آغازین

 دکتر ساسانی  تاثیر روابط بینامتنی در ساخت معنای فرا متنی متن

 

دکتر نغز گوی  نقش فرایندهای ادغام و انشقاق در تغییر نظام واجی فارسی

 

دکتر پاکتچی   هنر به مثابه چه؟ ارزیابی نام مقاله اشکلوفسکی با رویکرد نشانه شناسی فرهنگی

و  بخش :میزگرد  وضعیت کنونی زبان شناسی در ایران  با حضور دکتر ثمره باطنی، یارمحمدی، حق

شناس، میر اعتمادی و جهانگیری به پایان رسید .

روز یکشنبه

دکتر نادر جهانگیری                     فرگه، منطق فازی و معنای واژه

دکتر علی محمد حق شناس         آزادی و رهایی در زبان و ادبیات

دکتر شقاقی                            بررسی فعلهای موسوم به لازم یک شخصه

دکتر ضیا حسینی                        زبان ،ذهن وادبیات

دکتر دبیر مقدم                             الگوهای ساخت کنایی در زبانهای ایرانی

دکتر سجودی                               از شعر شناسی تا نشانه شناسی شعر

دکتر راسخ مهند                          بررسی تعامل نحو و واج شناسی در ساخت اطلاعی فارسی

دکتر شعیری                                به سوی مطالعه زبان شناختی نظام عاطفی گفتمان

دکتر گلفام                      اصول بنیادی زبا نشناختی و مقایسه آن با رویکرد زبان شناسی زایشی

 دکتر تاج الدین     بررسی گفتمتانی و منظور شناختی ذاتی بودن و ارزش دوگانه ملاک ضمیر افکنی در دستور جهانی

روز دوشنبه

دکتر مشکوه الدینی      ویژگی های پیوندی  وساختی و کارکردی حرف اضافه ای فارسی

دکتر منشی زاده           بازسازی تکواژ مجهول ساز در گذشته زبان فارسی

دکتر عاصی                 فارسی در رایا سپهر جایگاه زبان فارسی در جهان نوین فناوری اطلاعات

دکتر عریان                   ویژگی های زبان شناختی زبور پهلوی

دکتر سپنتا     بررسی نمونه های از فرایندهای واجی بر اساس آثار نفیس تاریخی گفتار زبان فارسی

 دکنر آهنگر                 A Minimalist Analysis of Persian VP

 خانم دکنر فرح زاد              بینا متنیت در ترجمه

دکتر محمود زاده                      Code –Making & the Emergence of Loan Words 

خوب دیگه فکر نکنم چیزی مونده باشه فقط می خواستم در مورد سخنرانی دکتر عاصی هم بگم که اونو می ذارم دفعه بعد

اینم  از ۶ ومین کنفرانس زبان شناسی

 

 بدرود

 

شنبه ٢۸ آذر ۱۳۸۳ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()

 

با درود

 

 عرضم به حضورتون که تو دانشگاه علامه دانشکده ادبیات و زبانهای خارجه بر گزار شد.

دبیر کنفرانس دکتر صفوی بود که خداییش خیلی زحمت کشید.

استادهای زبان شناسی هم که خیلی بودن .اونهایی که یادم می آد دکتر ثمره دکتر کلباسی دکتر میر عمادی  دکتر قریب ،دکتر گلفام، دکتر حق شناس، دکتر مشکوه الدینی ،دکتر عاصی، دکتر بیجن خان دکتر تجویدی ودکتر میرعمادی ،ضیا حسینی،فهیم   صدیقی و....

این کنفرانس سه روز بود.

مقاله هایی که ارائه شد خیلی خوب بود. خیلی از مقاله ها در مجموعه مقالات بود فقط.

دکتر ثمره با اون حالش بنده خدا اولین مقاله رو داشت  "زبان شناسی از آغاز تا کنون " خیلی جالب بود .از اول که زبان شناسی تو ایران بوجود آمد گفت تا الان.

آخرین بخش روز اول " میزگرد وضعیت کنونی زبان شناسی در ایران"که اساتید نشستند و از زبان شناسی گفتن و  اینکه وضعیتش الان چه جوریه و نسبت به قبل بهتر شده و  وضعیت کاری زبان شناسان و خلاصه از این حرفا

همه مقاله ها جالب بودن ولی خوب من از بعضیهاش بیشتر خوشم اومد. مثل مقاله دکتر عاصی "فارسی در رایا سپهر جایگاه زبان فارسی در جهان نوین فناوری اطلاعات"

خانم دکنر فرح زاد با عنوان " بینا متنیت در ترجمه "

و خیلی  های دیگه.

ولی مراسم اختتامیه صفای دیگه ای داشت و اینم ار تدابیر دکتر صفوی بود که دانشجوها  تندیس سخن به  نام آوران  زبان شناسی ایران تقدیم کردند .یعنی

 

   دکتر ژاله آموزگار -     دکتر یداله ثمره  -   دکتر علی محمد حق شناس  -    دکتر رضا زمردیان -   دکتر ساسان سپنتا  -   دکتر علی اشرف صادقی-   دکتر بدر الزمان قریب -    دکتر لطف اله یار محمدی -  دکتر محمد باطنی- دکتر هرمز میلانیان

 

و بعدش دکتر ثمره یه تقدیر نامه رو که بیشتر استادها زیرشو امضا کرده بودن  به دکتر صفوی داد(که دکتر صفوی روحش هم خبر دار نبود)بعدش دکتر صفوی زد زیر گریه.

که نه میتونست دیگه حرف بزنه و نه می تونست کاری کنه.

جای همه خیلی خالی بود.

 

 

 

 

 

اطلاعات کامل ترو قراره   آقای اشرف زاده  تو وبلاگش بزاره.

 

 

 

بدرود

 

 

 
 

سه‌شنبه ٢٤ آذر ۱۳۸۳ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()

با درود

 

با علی اشرف صادقی بیشتر آشنا بشید.

این گزارش در روزنامه ایران ۱۹ آذر ۸۳ چاپ شده بود  در بخش مهرگان

 

 
درباره على اشرف صادقى
از قند پارسى
على اشرف صادقى، متولد ۱۳۲۰ قم
دکتراى زبان شناسى از دانشگاه سوربن فرانسه ۱۹۶۷ (۱۳۴۶)
شاگرد امیل بنونیست Benveniste زبان شناس و ایران شناس معروف فرانسه
ویراستار دانشنامه ایران و اسلام به مدت ۸سال (۱۳۵۷ تا ۵۰ ـ ۱۳۴۹)
ویراستار دانشنامه جهان اسلام به مدت دو سال (۱۳۶۴ تا ۱۳۶۲)
ویراستار دایرة المعارف بزرگ اسلامى به مدت ۸سال (۱۳۷۲ ـ ۱۳۶۴)
استاد اعزامى زبان فارسى به دانشگاه چارلز پراگ (۱۳۷۴ ـ ۱۳۷۲)
عضو شوراى علمى دایرة المعارف بزرگ اسلامى از سال۱۳۶۴ تاکنون
عضو شوراى ویرایش زبان فارسى در صدا و سیما ۱۳۷۰ تاکنون
عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسى ۱۳۷۰ تاکنون
برخى از آثار او عبارتند از: دستور زبان فارسى (۳جلد)، تکوین زبان فارسى ، تصحیح لغت فرس اسدى، ترجمه ۲ فصل کتاب زبان شناسى نوین، ترجمه کتاب زبانهاى ایرانى از ارانسکى و...
192996.jpg
تا از فرهنگستان زبان مى نویسى، همه یاد جلال همایى و احمد بهمنیار مى افتند. فرهنگستان زبان ایران در سال۱۳۴۹ تأسیس شد و چه آدمهایى که در این فرهنگستان آمده اند و رفته اند. آدمهاى بالا و پایین. بالاهایى را همه مى شناسند: بدیع الزمان فروزانفر، ابراهیم پورداود، محمدتقى مدرس رضوى، ذبیح الله صفا، ناتل خانلرى و... پایین ترها را هم کسى به یاد نمى آورد؛ آدمهاى سفارشى و انتصابى آن دوران و... بگذریم!
اما در این سالها، میان زبان شناسان و فارسى دانان فرهنگستان، على اشرف صادقى مورد احترام همه است. نگاهش همچنان حال و هواى زادگاهش قم را دارد و سادگى و ساده زیستى اش زبانزد همه شده است. با این حال صادقى ۶۳ساله هنوز درگیر واژه و عبارت است. «واژه هاى بیگانه در زبان فارسى براى این زبان خطر مسلم است و باید بفهمیم این خطر در کجاست و کم و کیف آن چگونه و راههاى مقابله با آنها چیست» .
او نگران واژه ها و آواهاست. وقتى مى گوید: «واژه ها عناصر منفرد و بى نظامى هستند که ورود آنها ظاهراً نمى تواند به نظام زبان آسیب برساند. با این همه اگر ورود آنها از حد بگذرد بى شک زبان دچار نابسامانى مى گردد. مهمترین نمود این نابسامانى از بین رفتن خلاقیت زبان و شفافیت واژگان آن است.»
صادقى حق دارد اینگونه نگران باشد. چرا که معتقد است: «زبان امروز ما نه تنها ابزار ارتباط ما با گذشته است بلکه وسیله اى براى تفهیم و تفاهم با سایر فارسى زبانان یعنى افغانها و تاجیکها نیز هست. اگر در نتیجه تحول سریع زبان و یا به دنبال دخالتهاى ناشیانه و نابجا و احتمالاً مغرضانه اختلاف میان فارسى ایران و افغانستان و تاجیکستان زیاد شود ارتباط میان سخنگویان این سه گونه از زبان نیز مشکل خواهد شد.»
این على اشرف صادقى است. متولد ۱۳۲۰ در قم. «پدر من فرهنگى بود. ولى خانواده پدرى من عمدتاً همه از روحانیون بودند. پدربزرگم واعظ معروف قم بود به نام اشرف الواعظین و جد ما حاج ملامحمدصادق قمى مجتهد بود و در خانواده اى بزرگ شدم که از همان دوره ابتدایى شوق کتاب خواندن را در من برانگیخت.»
معلم کلاس اول ابتدایى اش، پدرش بود. چون فرهنگى و مدیر مدرسه و معلم بود. «خواندن و نوشتن را به سرعت یاد گرفتم. دبیرستانم دبیرستان حکیم نظامى قم بود ودر آنجا دبیرهاى خیلى خوبى داشتیم.» على اصغر فقیهى که کتابهاى متعددى در تاریخ آل بویه و تاریخ قم نوشته، یکى از آموزگاران دوران دبیرستان اوست.
على اشرف صادقى در سال۱۳۳۸ موفق به اخذ دیپلم مى شود و همان سال وارد دانشکده ادبیات تهران مى شود. «در دانشکده ادبیات ، دوره لیسانس را طى سه سال تمام کردم، چون آن زمان دوره لیسانس سه ساله بود.» و شاگرد اول مى شود و با بورس دولتى در سال۱۳۴۲ به فرانسه مى رود و در آنجا زبان شناسى عمومى مى خواند و در کنار آن به کلاسهاى زبانهاى قدیم ایران مانند زبان پهلوى و زبان اوستا مى رود و چون علاقه اش عمدتاً به زبان فارسى بود و از همان دوره دوم دبیرستان، عاشق زبان فارسى شده بود و متون زبان فارسى را مى خواند و فیش بردارى مى کرد. درباره آن سالها مى گوید:به لغت خیلى علاقه مند بودم و از همان زمان بر کتابهایى که داشتم حواشى مى نوشتم. مثلاً «برهان قاطع» را که دکتر معین در چهار جلد چاپ کرده بود مطالعه مى کردم و در توضیحات دکتر معین و «متن برهان قاطع» مقدار زیادى اشتباه دیدم و به ایشان دادم. ایشان هم در توضیحات آخر جلد پنجم اینها را به اسم خود من اضافه کرد و در مقدمه هم توضیح داده است که من و آقاى دبیر سیاقى یادداشتهایى را در مورد کتاب داده ایم و این یادداشتها بعضى در متن و بعضى در ذیل متن «برهان قاطع» اضافه شده است. » ظرف مدت چهار سال بورسى به على اشرف صادقى تعلق گرفت او موفق مى شود دکترایش را بگیرد و در سن ۲۶سالگى در سال۱۳۴۶ با دکتراى سیکل سوم از دانشگاه سوربن از کشور فرانسه به ایران بازمى گردد و پس ازیک سال و نیم خدمت نظام وظیفه، در سال۱۳۴۸ به استخدام دانشگاه تهران درمى آید و از همان زمان تا الآن در دانشکده ادبیات مشغول خدمت هستم که الآن هم سال سى و پنجم خدمتم است. »
صادقى شاگرد اساتید پرآوازه اى چون بدیع الزمان فروزانفر، جلال همایى، پورداود، خانلرى، صفا، معین، حسن خطیبى و محمدتقى مدرس رضوى و جلال الدین محدث و... بوده است و این خود نعمتى است. البته علاوه بر آن بزرگان صادقى تلمذ مجتبى مینوى راهم کرده است.
ایشان در دانشکده ادبیات تدریس نمى کرد بلکه در دانشکده الهیات تدریس مى کرد. مجتبى مینوى استادى مسلم و محققى برجسته بود. استادى بى نظیر با معلومات بسیار وسیع و من از همان سال اول استخدام با ایشان ارتباط و دوستى پیدا کردم.
با این همه بیشترین تأثیر را بر على اشرف صادقى، دکتر معین داشته است. درباره معین مى گوید: او لغت کار مى کرد و من هم به لغت علاقه مند بودم. مثلاً پس از گرفتن لیسانس یادداشتهاى تصحیحى و انتقادى خود بر  برهان قاطع را به ایشان دادم وایشان هم همه را چاپ کرد. بعد هم که به فرانسه رفتم مرتب با ایشان مکاتبه داشتم، نامه هاى ایشان هست. همه را نگه داشتم و یکى از آن نامه ها را بعد از مرگ ایشان در مجله راهنماى کتاب به صورت گراوور چاپ کردم. این نامه بحثى بود بین من و ایشان درباره لغت «باز» و لغت «چند» .
در سالهایى که صادقى براى ادامه تحصیل به سوربن فرانسه رفته بود تحت تأثیر «مارتینه» فرانسوى که نقش گرا یا فونکسیونالیست بود، قرار گرفت. صادقى درباره اش مى گوید: «او پیرو مکتب پراگ بود و با اینکه سالها در آمریکا بود با آنها موافقت نداشت. از یاکوبسن انتقادمى کرد. به هر حال براى خودش مکتبى داشت که الآن هم شاگردان و پیروانش هستند. مارتینه بیشتر در فونولوژى تاریخى کار کرده بود و یک مقدارى علاقه من هم به فونولوژى تاریخى زبان فارسى تحت تأثیر اوست.»
از دیگر استادان مورد علاقه صادقى «امیل بنونیست» است. درباره اش مى گوید: «او به ما اوستا و فارسى باستان و پهلوى مانوى درس مى داد، یعنى پارتى مانوى. او کلاسهاى آزاد داشت در مدرسه مطالعات عالیه پاریس، به اصطلاح اکول پراتیک راشزتود. آن کلاسها روزهاى سه شنبه بود و من مى رفتم و استفاده مى کردم.» البته بنونیست اصولاً متخصص هند و اروپایى و ایران شناس بود. این بنونیست که درباره اش مى نویسم شاگرد آنتوان میه بود، و میه هم استاد مسلم زبان شناسى هند و اروپایى بود و از میان همه دانشجویان بنونیست را به جانشینى انتخاب کرده بود. چون بنونیست نابغه بود وعلى اشرف صادقى شاگرد این نابغه. درباره اش مى گوید: در ایران شناسى چهار پنج نفر استاد درجه یک در دنیا وجود داشت یکى هنینگ بود که آلمانى بود و سالها مقیم انگلیس و آمریکا بود. یکى بیلى بود، اهل انگلستان. مورگن استیرنه بود از نروژ، نیبرگ که استاد وین ایرانى بود و اهل سوئد، کاى باربود استاد دانمارکى و بنونیست که فرانسوى بود. او در زبان اوستا و فارسى باستان خیلى کار کرده بود و مخصوصاً بر فارسى باستان تسلط فوق العاده زیادى داشت. درباره روزهاى فرانسه على اشرف صادقى خاطرات فراوانى دارد: «آن زمان که ما در فرانسه درس مى خواندیم هنوز زبان شناسى زایشى در فرانسه نفوذ نکرده بود. یعنى من در سال۱۹۶۳ وارد فرانسه شدم و استاد مسلم آن زمان مارتینه بود و من رفتم سر کلاسهاى مارتینه. چامسکى در آن زمان کتاب Syntactic Structures را نوشته بود و شهرتش هم به فرانسه رسیده بود. یک بار مارتینه را دعوت کرده بودم ایران. من و دکتر میلانیان در رستوران پهلوى او نشسته بودیم و صحبت بود و او گفت این مسائل جدید را دیگر شماها باید بروید به دنبالش.» على اشرف صادقى درباره تحول زبان و تثبیت یا معیارسازى آن مى گوید: «تردیدى نیست که اصلى ترین وظیفه زبان ایجاد ارتباط میان افراد یک جامعه معین است. منظور از ارتباط در اینجا بیان کلیه تجارب و اندیشه ها وانتقال آنها به دیگران است. طبیعى است که اینگونه تجارب واندیشه ها در جوامع ابتدایى ومحدود با جوامع گسترده و پیشرفته امروز بسیار متفاوت است. در بسیارى از جوامع ابتدایى و محدود، زبان بیشتر ازیک شکل ندارد و همان یک شکل از عهده وظیفه ارتباط میان افراد آن جامعه برمى آید. اگر جامعه محدود یک روستا را در نظر بگیریم مى بینیم که در این جامعه، به سبب ساده بودن روابط اجتماعى و مقدار محدود مفاهیم، زبان نیز شکل نسبتاً یکسان و مقدار به نسبت محدودى واژه دارد و این مقدار دقیقاً متناسب با نیازهاى آن جامعه است.»
192873.jpg
او معتقد است: «در صورتى که افراد این جامعه با خط آشنایى نداشته باشند، زبان جامعه یک ابزار شفاهى است و براى بیان تجربیات روزانه و آنى افراد به کار مى رود. این زبان با گذشته خود ارتباط و از آن آگاهى ندارد؛ از گوناگونى هاى اجتماعى که در زبانهاى جوامع بزرگ دیده مى شود نیز بى بهره است و شکل رسمى و غیررسمى به آن صورت که در زبانهاى جوامع وسیع هست ندارد. اکنون یک جامعه زبانى وسیع به پهناى یک کشور چندده میلیونى را در نظر بیاوریم.»
على اشرف صادقى درباره وامگیرى از زبانهاى بیگانه وتأثیرپذیرى از آنها مى گوید: «شتاب تغییرات واژگانى به گونه اى است که غالباً در طول زندگانى یک نسل نیز محسوس و قابل مشاهده است. تغییرات آوایى و دستورى، برعکس، آهنگ بسیار کندترى دارند و به سادگى نمى توانند مورد مشاهده سخنگویان زبان در محدوده یک نسل قرار گیرند. اینگونه تحولات غالباً پس از گذشت چندقرن محسوس مى گردد. مثلاً تحول واو معدوله فارسى (« خو ») و تبدیل آن به« خ »از قرنها قبل شروع شده و احتمالاً در دوره صفویه به پایان رسیده است. با این همه هنوز بعضى از گویش هاى فارسى تلفظ اصلى آن
(« خو ») را در برخى از کلمات حفظ کرده اند. او معتقد است: «زبان شناسان براى تحولات آوایى زبان علل مختلفى ذکر کرده اند که ازجمله آنها تأثیر آواهاى مجاور بر همدیگر در زنجیر گرفتار است. غالباً اتفاق مى افتد که در داخل کلمات و یا در مرز کلماتى که در تماس نزدیک با هم قرار دارند آواهایى که در دستگاه گفتار در دونقطه دور از هم تلفظ مى شوند، به سبب نزدیک شدن واجگاه (یا مخرج) آنها به همدیگر، به اصطلاح همگون یا متجانس مى شوند. علت این است که متمایز نگاه داشتن تلفظ هاى کاملاً متفاوتى که در کنار هم قرار گرفته اند مستلزم صرف نیرویى بیشتر از حد معمول است و این امر با « اصل کم کوشى »که درنهاد بشر است مغایرت دارد.»
على اشرف صادقى زحمات فراوانى براى زنده ماندن زبان فارسى کشیده است و این از همان آغاز وابتداى جوانى اش بوده است. همان روزها که مجتبى مینوى درباره اش در مجله راهنماى کتاب «گراوور» که ایرج افشار به چاپ رسانده بود مى نویسد: «آفرین بر على اشرف صادقى که درباره زبان فارسى هر چه باید گفت گفته است و سخنش به هزار اشرفى مى ارزد.»
اشرفى یعنى لیره. سکه هایى که قبل از دوره پهلوى رایج بود. اگر مینوى زنده مى ماند به این سخن خود افتخار مى کرد. چه هزاراشرفى او حالا میلیاردها لیره ارزش دارد!

پى نوشت:
در نگارش این مطلب از کتاب چهره هاى ماندگار نیز استفاده شده است.
 
 
بدرود
شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸۳ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()

با درود

 

کنفرانس زبان شناسی در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.

جای همتون تو کنفرانس زبان شناسی خالی بود.

 

واقعا دیدنی بود  به خصوص مراسم اختتامیه

حالا سر فرصت براتون می گم.

 

بدرود

دوشنبه ٩ آذر ۱۳۸۳ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()