با درود

 

 

شماره دوم مجله ترجمان را در اینجا می تونید ببینید

 

 

 

http://tarjomanmag.persiangig.com/document/Tarjoman%202.pdf

 

بدرود

چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()
با درود
زلیگ هریس زبانشناس آمریکایی است. او تمام شهرتش در زبانشناسی ساختاری، تحلیل کلام و کشف ساخت گشتاری است.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هریس از آن دانشمندانی بود که به سرعت به پیشرفت‌های بزرگی دست پیدا کرد.

چامسکی و نظریاتش را همه می‌شناسند، اما شاید همه ندانند که زلیگ هریس استاد چامسکی بود و مفهوم گشتار را او ابتدا معرفی کرده بود و چامسکی با استفاده از نظریات استادش توانست این مفاهیم را به‌خو‌بی در نظریاتش جای دهد. 

بیشتر کسانی که علاقمند به نقد ادبی هستند، اهمیت تحلیل گفتمان را اکنون می‌دانند، ولی شاید ندانند که اصطلاح «تحلیل گفتمان» اصطلاحی بود که هریس آن را اختراع کرد. آن هم در دوره‌ای که بحث ترجمه ماشینی مطرح بود، یعنی دهه 50 و این انگیزه وجود داشت که ماشینی اختراع شود که بتواند متن را از یک زبان به زبان دیگر ترجمه کند و گروهی را به تجزیه و تحلیل متن واداشت. آنها متن را توالی چند جمله یا زنجیره یی از جملات تعریف می‌کردند. اما هریس اعتقاد داشت: "گفتمان، گفتار یا نوشتاری است به هم پیوسته که در سطحی فراتر از جمله ظاهر می‌شود."

هریس کسی بود که با نخستین کتاب‌هایش نظر ادوارد ساپیر را به‌خود جذب کرد، به‌طوریکه  او، هریس را جانشین فکری خود معرفی کرد. 

همچنین هریس اندیشه‌های بلومفیلد را در توصیف زبانشناختی گسترش داد: "تحقیق در روال‌های کشف در واج و تکواژ برپایه خصوصیات توزیعی واحدها". 

کتاب "روش‌هایی در زبانشناسی ساختاری" در سال 1951 بر اساس ساختارگرایی توصیفی نگاشته شد. این کتاب او را به شهرت رساند. 

او در 23 اکتبر 1909 در بالتا - اوکراین - به دنیا آمد و در 1913 در 4 سالگی با خانواده‌اش به فیلادلفیای پنسیلوانیا رفت و دانشجوی دانشکده مطالعات شرقی شد و لیسانسش را در بیست و یک سالگی(1930)  از دانشگاه پنسیلوانیا گرفت. دو سال بعد فوق لیسانس و دو سال بعد از آن دکترای خود را دریافت کرد.
در 1931 تدریس را در همانجا آغاز کرد  و تا جایی پیش رفت که در 38 سالگی گروه زبانشناسی را تاسیس کرد، نخستین گروه زبانشناسی در کشور. 
او نخستین کتابش را در 27 سالگی به رشته تحریر در آورده بود. 

زلیگ هریس در 82 سالگی در 22 می 1992 از دنیا رفت.

دستور زبان فینیقی -   1936، از تکواژ تا گفتار - 1946، روش‌هایی در زبانشناسی ساختاری - 1951، ساختارهای ریاضی در زبان -  1968، مقاله هایی در زبانشناسی ساختاری و گشتاری -  1970 ، مقاله هایی در نحو -  1981 ، دستور زبان بر پایه اصول ریاضی -  1982، زبان و اطلاعات - 1988، نظریه زبان و اطلاعات -  1991
برخی از آثار وی به شمار می روند.
بدرود
سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()

با درود

 

 

۱۷۴ سال پیش ویلهام ون هومبولت، زبانشناس، فیلسوف و سیاستمدار معروف آلمانی ۸ آوریل ۱۸۳۵ در ۶۸ سالگی در آلمان از دنیا رفت. این مطلب نگاهی دارد به آرای او و چگونگی تاثیرش در حوزه زبانشناسی.

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): ویلهـلم ون هومـبولت    ( Wilhelm von Humboldt) زمانی از دنیا رفت که مشغول تهیه بزرگترین اثرش در مورد زبان «کاوی باستانی» بود و فقط مقدمه آن با عنوان «ناهمگونی زبان‌ها و تاثیر تکامل فکری انسان‌ها» در سال 1836 به چاپ رسید.

242 سال پیش، فردریک ویلهلم هومبولت 22 ژوئن 1767 در پوتسدام آلمان به دنیا آمد. او فقط زبانشناس نبود. اما در هر سمتی که بود بهترین بود. مدتی وزیر آموزش و پرورش  کشور پروس (واقع در  کشور آلمان فعلی) بود و نظام آموزش پروسی را که در آمریکا و ژاپن استفاده می‌شد، طراحی کرد. به عنوان یک فیلسوف،‌ از مدافعان آزادی در عصر روشنگری بود و افکارش خیلی سریع در کشورهای انگلیسی زبان رواج یافت. او بر نقش آزادی در رشد شخصیت انسان‌ها اصرار داشت. دیپلمات موفقی نیز محسوب می‌شد. وزیر آموزش کشور پروس، ‌سفیر در وین و یکی از امضاکنندگان قرارداد صلح در پاریس بود و  به اتحاد استرالیا با پروس و روسیه علیه فرانسه در دوره جنگ‌های ناپلئونی کمک شایانی کرد. هومبولت موسس دانشگاه هومبولت بود و گوته و شیلر از دوستان نزدیک او به شمار می‌آمدند. 

برادر کوچکترش هم، الکساندر ون هومبولت، طبیعت‌شناس و دانشمند بزرگی محسوب می‌شد.

هومبولت به عنوان یک زبانشناس نقش بسیار موثری در پیشرفت فلسفه زبان داشت. همانگونه که دکتر مهدی مشکوه‌الدینی در کتاب «سیر زبانشناسی» اشاره کرده است:

«به عقیده هومبولت، ‌زبان‌ها از نظر ویژگی‌های ساختاری عمومی، وجوه اشتراک زیادی دارند و به عبارت دیگر قالب زبان‌ها یکی است.

او زبان را ابتدا وسیله تفکر و حدیث نفس دانسته است. به اعتقاد او زبان را نباید صرفا به عنوان وسیله‌ای برای ایجاد ارتباط تلقی کرد بلکه نفس ارتباطی و عملی آن را باید فرعی و ثانویه دانست.

اصل مهمی‌ که مورد توجه هومبولت بود و می‌کوشید تا در بررسی‌های گسترده‌اش درباره زبانشناسی و زبان‌های گوناگون توضیح دهد، جنبه زایای زبان بود که بر پایه آن هر سخنگوی زبان با در اختیار داشتن امکانات محدود دستوری و واژگانی می‌تواند تمامی نیازهای ارتباطی خود را که در جامعه ممکن است با آن روبرو شود، برآورده سازد.»

هومبولت اندیشمندی اصیل در زبانشناسی همگانی بود. او میان دو گونه بررسی زبان یعنی هم‌زمانی و در‌زمانی تمایز قائل شد و در بررسی‌هایش، در جستجوی حقایق زبانشناسی همگانی بود. هرچند که او بر اهمیت زبان سانسکریت و نیز زبانشناسی تاریخی و تطبیقی هندواروپایی که ویژگی زمان او یعنی سده نوزدهم بود و همچنان گسترش می‌یافت نیز، آگاهی داشت.

هومبولت نخستین کتاب بزرگ درباره زبانشناسی همگانی که رساله‌ای در زمینه انواع زبان انسان بود را نگاشت.

هرچند هومبولت توانایی زبانی ذهن را جهانی و همگانی می‌داند، ولی تاکید می‌کند که خاص بودن هر زبان از ویژگی‌های خاص گروهی که به آن صحبت می‌کنند ناشی می‌شود. او عقیده دارد که زبان و فکر هر گروه از مردم که به زبان خاصی صحبت می‌کنند، از یکدیگر جدایی‌ناپذیرست و حتی او از این هم فراتر می‌رود و اظهار می‌دارد که زبان هر قوم روح آنان و روح آنان زبانشان است. 

کتاب‌هایی که به قلم ویلهلم هومبولت نوشته شده است:

1- سقراط و پلاتو در مورد جهان
2- طرحی در جامعه‌شناسی تطبیقی
3- قرن هجدهم
4- تحقیقاتی درباره ساکنین اولیه اسپانیا با کمک زبان باسک
5- درباره نوشتار و رابطه آن با گفتار
6- درباره زبان‌های کشورهای دریای جنوب
7- با شیلر و راه تکامل روحی
8- ناهمگونی زبان‌ها و تاثیر تکامل فکری انسان‌ها
بدرود
دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()

با درود

چند وقتی هست که یک نمایش از برنامه سیمای خانواده پخش می شه« همه بچه های من» من که نمی بینم مگر گاهی تکرارش اونهم شب ها. ولی شما رو نمی دونم. بهرحال نکته جالبش اینکه «مهرانه مهین ترابی» که تو این سریال  بازی میکنه،‌مثلا زبانشناسی خونده .لبخندپای زبانشناسی توی سریالها هم کشیده شده.  

من اتفاقی اون قسمت رو دیدم که «مهین ترابی» خودش رو زبان شناس معرفی کرد.

 «پسر ازش سوال کرد . او با شعر جواب داد. بعد پسر پرسید : اِ شما رشته اتون ادبیاته؟ اونم گفت: بله ادبیات خوندم ولی تخصص اصلی ام زبانشناسیه. پسر با تعجب گفت:چه جالب پدر من هم زبانشناسی خونده . »

برام خیلی جالب بود که به جای دکتر و مهندس و معلم و منشی و حتی نویسنده و خبرنگار که تو سریالها خیلی رایج شده حالا زبانشناس هم پاش کشیده شده.تشویق

 فقط کارگردان یا نویسنده شاید هنوز نمی دونن  که الزاما هرکسیکه زبانشناسی خونده لازم نیست یه عالمه  شعر بلد باشه یا اصلا لیسانش ادبیات باشه.چراکه اتفاقا بیشتر از رشته‌های مترجمی و ادبیات انگلیسی سراغ زبانشناسی می آن.

ولی بازم خدا بهشون عمر با عزت بدهد که اینطوری دارن تو تلویزیون و بعد جامعه جا می‌اندازن که آره بابا رشته ای هم به این اسم هست.

حالا بقیه اش یواش یواش درست می شه.

مهم این بود که ما هم معروف شدیم و زبانشناسی از غربت دراومد.

 

بدرود

 

چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()
تگ ها: متفرقه

با درود

 

جای همگی خیلی خالی بود.

 

 

در دومبن سخنرانی علمی انجمن زبانشناسی ایران

  عباسی ار «دیکتاتوری متن در روایت‌شناسی گفتمانی» گفت

شورای انجمن‌های علمی ایران دیروز پنج‌شنبه 17 اردیبهشت از ساعت 9 تا 11 صبح میزبان شرکت‌کنندگان در دومین سخنرانی علمی انجمن زبانشناسی ایران بود.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «روایت‌شناسی در بافت» عنوان سخنرانی علی عباسی، عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه شهید بهشتی بود. این نشست با حضور سید مصطفی عاصی، رییس انجمن زبانسناسی ایران، فرزان سجودی، امید طبیب‌زاده، ‌کوروش صفوی، فرزانه فرحزاد و جمعی از استادان و علاقمندان به زبانشناسی برگزار شد.

در ابتدا، سجودی به معرفی علی عباسی و آثار او پرداخت. علی عباسی عضو گروه نشانه‌شناسی فرهنگستان هنر است و حدود ۳۰ مقاله و دو کتاب در کارنامه خود دارد.

کتاب شناخته شده او «صمد، ساختار یک اسطوره» نام دارد که از دیدگاه‌های نشانه‌شناسی جدید به مطالعه قصه‌های صمد بهرنگی پرداخته است.

عباسی سخنرانی خود را در سه بخش تنظبم کرد: معرفی نظریه، ‌پیاده‌سازی نظریه و در نهایت پرسش و پاسخ.

او سخنرانی خود را با این جمله آغاز کرد : «من نظریه‌پرداز نیستم ولی روایت‌شناسی را می‌شناسم». وی سپس روایت‌شناسی در بافت را به صورت نظری معرفی کرد. 

به اعتقاد او «خوانش‌های گوناگونی وجود دارد اما این متن هست که در نهایت نشان‌دهنده خوانش اصلی است.» 

عباسی به دیکتاتوری متن اعتقاد دارد و می‌گوید: خوانش‌های بی‌نهایتی وجود دارند اما در قالب و ساختاری که متن تحمیل می‌کند.

عباسی در ادامه از وجود دو نوع معنا سخن گفت. «معنا در زبان» همان معنای یخ‌زده و کلیشه‌ای است و «معنا در عمل» همان معنای گفتمانی است و همان معنایی‌که انسان در آن دخیل می‌شود. 

این سخنران اشاره کرد: معنای یخ‌زده باید در بافت جای بگیرد. نشانه وقتی معنا پیدا می‌کند که در بافت باشد. 

به اعتقاد او ساختارهای از پیش تعیین‌شده‌ای وجود دارد که متن وارد این ساختارها می‌شود.

او در ادامه به دو نوع تعریف از روایت‌شناسی اشاره کرد: در تعریف اول که از سوی گرمس،‌ پروپ و لاقی‌وای اعلام شده آمده است که روایت باید دارای تغییر باشد.

«روایت، سه وضعیت را شامل می‌شود. بازه آغازین، ‌بازه میانی و بازه پایانی. در بازه آغازین، ‌قیدهای توالی و زبان ماضی استمراری استفاده می‌شود و بعد یک نیروی تخریب‌کننده، قیدها را به قیدهای «ناگهان» تبدیل می‌کند. دراین هنگام، تمام افعال گذشته به گذشته استمراری تبدیل می‌شود و بعد نیروی سامان دهنده‌ای این وضعیت را سامان می‌دهد. این اصطلاح «باز بودن پایان داستان‌ها» در همین جا شکل می‌گیرد. آنچه باعث ایجاد یک روایت می‌شود، همان تغییر است.»

عباسی، کتاب «بیگانه» نوشته آلبر کامو را به عنوان نمونه بررسی کرد و گفت: در ابتدا و پایان روایت عنصر مرگ دیده می‌شود. اگر روایت به این شکل صورت بگیرد، در واقع روایتی شکل نگرفته. اما در این کتاب روایت با «مرگ مادر »آغاز می‌شود و با مرگ شخصیت اصلی پایان می‌یابد. تغییر در زبان و  ‌فضا در ابتدا و پایان داستان کاملا مشهود است و همین تغییرات است که  روایت را می‌سازد.

به گفته عباسی، تعریف دیگری هم  در روایت‌شناسی ارائه شده است: روایت از یک تقابل دوتایی میان راوی – مخاطب از یک سو و کنشگرانش از سوی دیگر تشکیل شده‌ است. اگر این تقابل وجود نداشه باشد روایت صورت نمی‌گیرد. 

عباسی برای روشن‌تر شدن موضوع، اینگونه درباره «بیگانه» کامو توضیح داد: راوی روایت می‌کند و مخاطب می‌شنود. راوی از این زمان حال جدا می‌شود و وارد زمان و مکان دیگری می‌شود. نویسنده به محض شروع نوشتن روایت وارد دنیای دیگری می‌شود. به درون خودش می‌رود. این نویسنده مجازی، خواننده ای مجازی را فرض می‌کند که از همه آنچه نویسنده می‌داند آگاه است. این نویسنده مجازی در متن نیست. در متن فقط کنشگر وجود دارد، ولی رد پای این نویسنده مجازی کاملا مشهود است. به طور مثال در کتاب بیگانه، ‌نویسنده مجازی به نوعی، از طریق کنشگر، سیستم قضایی را زیر سوال می‌برد.

پس از توضیح مسائل تئوریک، دکتر عباسی برای پیاده کردن این نظریات، ‌«قصه مرغان» را از قصه‌های شیخ اشراق، ‌سهرودی انتخاب کرد. وی سپس راوی، کنشگر و رابطه عوامل روایت را در این داستان شناسایی و معرفی کرد.

عباسی در پایان پس از جمع‌بندی و نتیجه‌گیری، به تئوری خودش در این زمینه پرداخت: ساختارها، یخ‌زده و کلیشه‌ای هستند اما خوانش‌های متفاوت در آن قالب‌های از پیش تعیین شده، حضور و وجود دارند.

در بخش پرسش و پاسخ این سخنرانی، بیشتر مقوله ترجمه مورد بحث قرار گرفت. عاصی بر این عقیده بود که مترجم اجازه برداشت آزاد از متن زبان اصلی را ندارد و کاملا باید به متن وفادار بماند؛ اما فرحزاد اعتقاد داشت مترجم می‌تواند برداشت آزاد داشته باشد اما به شرط آنکه دچار اشتباه، قصور و تغییر متن نشود. 

در پایان این نشست فرزان سجودی اعلام کرد که فرهنگ‌ها برای موجودیت داشتن، نیاز به ساختار دارند؛ اما باید توجه کرد که این ساختارها به خاطر فرهنگ، همواره در حال فرو ریختن و تغییر مداوم هستند.
بدرود

 

دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()

بادرود

 

 

لینکهای گزارش این همایش را که در ایبنا منتشر شده می توانید ببینید

 


بدرود

پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()

با درود

انجمن زبان شناسی ایران برگزار می‌کند

از سلسله سخنران‌های علمی ماهانه

 

روایت شناسی در بافت

 

سخنران : جناب آقای دکتر علی عباسی

عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی 

شرکت فقط با ثبت‌نام قبلی 

  تلفن دفتر انجمن :  88212003

 

زمان : پنجشنبه 17 اردیبهشت‌ماه 1388  ساعت 9 صبح

مکان : شورای انجمن‌های علمی ایران -  خیابان یوسف‌آباد- خیابان سی‌وپنجم – شماره 5

منتظر شما هستم

بدرود

پنجشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()