با درود

 

جای همگی خیلی خالی بود.

 

 

در دومبن سخنرانی علمی انجمن زبانشناسی ایران

  عباسی ار «دیکتاتوری متن در روایت‌شناسی گفتمانی» گفت

شورای انجمن‌های علمی ایران دیروز پنج‌شنبه 17 اردیبهشت از ساعت 9 تا 11 صبح میزبان شرکت‌کنندگان در دومین سخنرانی علمی انجمن زبانشناسی ایران بود.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «روایت‌شناسی در بافت» عنوان سخنرانی علی عباسی، عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه شهید بهشتی بود. این نشست با حضور سید مصطفی عاصی، رییس انجمن زبانسناسی ایران، فرزان سجودی، امید طبیب‌زاده، ‌کوروش صفوی، فرزانه فرحزاد و جمعی از استادان و علاقمندان به زبانشناسی برگزار شد.

در ابتدا، سجودی به معرفی علی عباسی و آثار او پرداخت. علی عباسی عضو گروه نشانه‌شناسی فرهنگستان هنر است و حدود ۳۰ مقاله و دو کتاب در کارنامه خود دارد.

کتاب شناخته شده او «صمد، ساختار یک اسطوره» نام دارد که از دیدگاه‌های نشانه‌شناسی جدید به مطالعه قصه‌های صمد بهرنگی پرداخته است.

عباسی سخنرانی خود را در سه بخش تنظبم کرد: معرفی نظریه، ‌پیاده‌سازی نظریه و در نهایت پرسش و پاسخ.

او سخنرانی خود را با این جمله آغاز کرد : «من نظریه‌پرداز نیستم ولی روایت‌شناسی را می‌شناسم». وی سپس روایت‌شناسی در بافت را به صورت نظری معرفی کرد. 

به اعتقاد او «خوانش‌های گوناگونی وجود دارد اما این متن هست که در نهایت نشان‌دهنده خوانش اصلی است.» 

عباسی به دیکتاتوری متن اعتقاد دارد و می‌گوید: خوانش‌های بی‌نهایتی وجود دارند اما در قالب و ساختاری که متن تحمیل می‌کند.

عباسی در ادامه از وجود دو نوع معنا سخن گفت. «معنا در زبان» همان معنای یخ‌زده و کلیشه‌ای است و «معنا در عمل» همان معنای گفتمانی است و همان معنایی‌که انسان در آن دخیل می‌شود. 

این سخنران اشاره کرد: معنای یخ‌زده باید در بافت جای بگیرد. نشانه وقتی معنا پیدا می‌کند که در بافت باشد. 

به اعتقاد او ساختارهای از پیش تعیین‌شده‌ای وجود دارد که متن وارد این ساختارها می‌شود.

او در ادامه به دو نوع تعریف از روایت‌شناسی اشاره کرد: در تعریف اول که از سوی گرمس،‌ پروپ و لاقی‌وای اعلام شده آمده است که روایت باید دارای تغییر باشد.

«روایت، سه وضعیت را شامل می‌شود. بازه آغازین، ‌بازه میانی و بازه پایانی. در بازه آغازین، ‌قیدهای توالی و زبان ماضی استمراری استفاده می‌شود و بعد یک نیروی تخریب‌کننده، قیدها را به قیدهای «ناگهان» تبدیل می‌کند. دراین هنگام، تمام افعال گذشته به گذشته استمراری تبدیل می‌شود و بعد نیروی سامان دهنده‌ای این وضعیت را سامان می‌دهد. این اصطلاح «باز بودن پایان داستان‌ها» در همین جا شکل می‌گیرد. آنچه باعث ایجاد یک روایت می‌شود، همان تغییر است.»

عباسی، کتاب «بیگانه» نوشته آلبر کامو را به عنوان نمونه بررسی کرد و گفت: در ابتدا و پایان روایت عنصر مرگ دیده می‌شود. اگر روایت به این شکل صورت بگیرد، در واقع روایتی شکل نگرفته. اما در این کتاب روایت با «مرگ مادر »آغاز می‌شود و با مرگ شخصیت اصلی پایان می‌یابد. تغییر در زبان و  ‌فضا در ابتدا و پایان داستان کاملا مشهود است و همین تغییرات است که  روایت را می‌سازد.

به گفته عباسی، تعریف دیگری هم  در روایت‌شناسی ارائه شده است: روایت از یک تقابل دوتایی میان راوی – مخاطب از یک سو و کنشگرانش از سوی دیگر تشکیل شده‌ است. اگر این تقابل وجود نداشه باشد روایت صورت نمی‌گیرد. 

عباسی برای روشن‌تر شدن موضوع، اینگونه درباره «بیگانه» کامو توضیح داد: راوی روایت می‌کند و مخاطب می‌شنود. راوی از این زمان حال جدا می‌شود و وارد زمان و مکان دیگری می‌شود. نویسنده به محض شروع نوشتن روایت وارد دنیای دیگری می‌شود. به درون خودش می‌رود. این نویسنده مجازی، خواننده ای مجازی را فرض می‌کند که از همه آنچه نویسنده می‌داند آگاه است. این نویسنده مجازی در متن نیست. در متن فقط کنشگر وجود دارد، ولی رد پای این نویسنده مجازی کاملا مشهود است. به طور مثال در کتاب بیگانه، ‌نویسنده مجازی به نوعی، از طریق کنشگر، سیستم قضایی را زیر سوال می‌برد.

پس از توضیح مسائل تئوریک، دکتر عباسی برای پیاده کردن این نظریات، ‌«قصه مرغان» را از قصه‌های شیخ اشراق، ‌سهرودی انتخاب کرد. وی سپس راوی، کنشگر و رابطه عوامل روایت را در این داستان شناسایی و معرفی کرد.

عباسی در پایان پس از جمع‌بندی و نتیجه‌گیری، به تئوری خودش در این زمینه پرداخت: ساختارها، یخ‌زده و کلیشه‌ای هستند اما خوانش‌های متفاوت در آن قالب‌های از پیش تعیین شده، حضور و وجود دارند.

در بخش پرسش و پاسخ این سخنرانی، بیشتر مقوله ترجمه مورد بحث قرار گرفت. عاصی بر این عقیده بود که مترجم اجازه برداشت آزاد از متن زبان اصلی را ندارد و کاملا باید به متن وفادار بماند؛ اما فرحزاد اعتقاد داشت مترجم می‌تواند برداشت آزاد داشته باشد اما به شرط آنکه دچار اشتباه، قصور و تغییر متن نشود. 

در پایان این نشست فرزان سجودی اعلام کرد که فرهنگ‌ها برای موجودیت داشتن، نیاز به ساختار دارند؛ اما باید توجه کرد که این ساختارها به خاطر فرهنگ، همواره در حال فرو ریختن و تغییر مداوم هستند.
بدرود

 

دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()