با درود

 

 

۱۷۴ سال پیش ویلهام ون هومبولت، زبانشناس، فیلسوف و سیاستمدار معروف آلمانی ۸ آوریل ۱۸۳۵ در ۶۸ سالگی در آلمان از دنیا رفت. این مطلب نگاهی دارد به آرای او و چگونگی تاثیرش در حوزه زبانشناسی.

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): ویلهـلم ون هومـبولت    ( Wilhelm von Humboldt) زمانی از دنیا رفت که مشغول تهیه بزرگترین اثرش در مورد زبان «کاوی باستانی» بود و فقط مقدمه آن با عنوان «ناهمگونی زبان‌ها و تاثیر تکامل فکری انسان‌ها» در سال 1836 به چاپ رسید.

242 سال پیش، فردریک ویلهلم هومبولت 22 ژوئن 1767 در پوتسدام آلمان به دنیا آمد. او فقط زبانشناس نبود. اما در هر سمتی که بود بهترین بود. مدتی وزیر آموزش و پرورش  کشور پروس (واقع در  کشور آلمان فعلی) بود و نظام آموزش پروسی را که در آمریکا و ژاپن استفاده می‌شد، طراحی کرد. به عنوان یک فیلسوف،‌ از مدافعان آزادی در عصر روشنگری بود و افکارش خیلی سریع در کشورهای انگلیسی زبان رواج یافت. او بر نقش آزادی در رشد شخصیت انسان‌ها اصرار داشت. دیپلمات موفقی نیز محسوب می‌شد. وزیر آموزش کشور پروس، ‌سفیر در وین و یکی از امضاکنندگان قرارداد صلح در پاریس بود و  به اتحاد استرالیا با پروس و روسیه علیه فرانسه در دوره جنگ‌های ناپلئونی کمک شایانی کرد. هومبولت موسس دانشگاه هومبولت بود و گوته و شیلر از دوستان نزدیک او به شمار می‌آمدند. 

برادر کوچکترش هم، الکساندر ون هومبولت، طبیعت‌شناس و دانشمند بزرگی محسوب می‌شد.

هومبولت به عنوان یک زبانشناس نقش بسیار موثری در پیشرفت فلسفه زبان داشت. همانگونه که دکتر مهدی مشکوه‌الدینی در کتاب «سیر زبانشناسی» اشاره کرده است:

«به عقیده هومبولت، ‌زبان‌ها از نظر ویژگی‌های ساختاری عمومی، وجوه اشتراک زیادی دارند و به عبارت دیگر قالب زبان‌ها یکی است.

او زبان را ابتدا وسیله تفکر و حدیث نفس دانسته است. به اعتقاد او زبان را نباید صرفا به عنوان وسیله‌ای برای ایجاد ارتباط تلقی کرد بلکه نفس ارتباطی و عملی آن را باید فرعی و ثانویه دانست.

اصل مهمی‌ که مورد توجه هومبولت بود و می‌کوشید تا در بررسی‌های گسترده‌اش درباره زبانشناسی و زبان‌های گوناگون توضیح دهد، جنبه زایای زبان بود که بر پایه آن هر سخنگوی زبان با در اختیار داشتن امکانات محدود دستوری و واژگانی می‌تواند تمامی نیازهای ارتباطی خود را که در جامعه ممکن است با آن روبرو شود، برآورده سازد.»

هومبولت اندیشمندی اصیل در زبانشناسی همگانی بود. او میان دو گونه بررسی زبان یعنی هم‌زمانی و در‌زمانی تمایز قائل شد و در بررسی‌هایش، در جستجوی حقایق زبانشناسی همگانی بود. هرچند که او بر اهمیت زبان سانسکریت و نیز زبانشناسی تاریخی و تطبیقی هندواروپایی که ویژگی زمان او یعنی سده نوزدهم بود و همچنان گسترش می‌یافت نیز، آگاهی داشت.

هومبولت نخستین کتاب بزرگ درباره زبانشناسی همگانی که رساله‌ای در زمینه انواع زبان انسان بود را نگاشت.

هرچند هومبولت توانایی زبانی ذهن را جهانی و همگانی می‌داند، ولی تاکید می‌کند که خاص بودن هر زبان از ویژگی‌های خاص گروهی که به آن صحبت می‌کنند ناشی می‌شود. او عقیده دارد که زبان و فکر هر گروه از مردم که به زبان خاصی صحبت می‌کنند، از یکدیگر جدایی‌ناپذیرست و حتی او از این هم فراتر می‌رود و اظهار می‌دارد که زبان هر قوم روح آنان و روح آنان زبانشان است. 

کتاب‌هایی که به قلم ویلهلم هومبولت نوشته شده است:

1- سقراط و پلاتو در مورد جهان
2- طرحی در جامعه‌شناسی تطبیقی
3- قرن هجدهم
4- تحقیقاتی درباره ساکنین اولیه اسپانیا با کمک زبان باسک
5- درباره نوشتار و رابطه آن با گفتار
6- درباره زبان‌های کشورهای دریای جنوب
7- با شیلر و راه تکامل روحی
8- ناهمگونی زبان‌ها و تاثیر تکامل فکری انسان‌ها
بدرود
دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()