با درود

 

مقاله ای با عنوان" زبان شناسی در عصر ارتباطات"  در روزنامه ایران در روز پنج شنبه ۱۴ آبان ۸۳ چاپ شده .

اگر دوست دارید بخونید و راجع  اون صحبت کنیم.

 

اینجا

 

زبان شناسى در عصر ارتباطات

 
نسترن صادقى

کارشناس ارشد زبان شناسى همگانى

 
مقدمه
در عصرى که ارتباطات نام گرفته است، در عصرى که ماهواره ها و اینترنت، اخبار را با سرعتى برق آسا منتقل مى کنند، در عصرى که ما از کوچک ترین رخدادهاى اجتماعى، سیاسى و فرهنگى و ... آن سوى کره زمین همزمان آگاه مى شویم، بسیار عجیب مى نماید که ما کماکان مواجه مى شویم که افراد از اطلاعات اولیه و کلى در مورد برخى مسائل به دور مانده اند و آنچه بیش از همه انسان را به تعجب وا مى دارد بى اطلاعى قشر تحصیل کرده جامعه است. با اینکه این افراد، بیشتر وقت خود را در دانشکده ها سپرى کرده اند، با آنکه خود را سرگرم مطالعه و نگارش انواع کتابها و مقالات علمى کرده اند، با آنکه ادعا مى کنند که از جدیدترین دستاوردهاى علمى در جهان مطلع هستند، متأسفانه هنوز با بسیارى از رشته هاى دانشگاهى آشنا نیستند. هرچند این عدم شناخت مى تواند زاییده عللى باشد که نیاز به بررسى دارد و به دلیل این عدم آشنایى نباید به آنان خرده گرفت. چه خوب است علاقه مندان به این رشته ها در صدد کشف علتهاى این ناآگاهى بر آیند تا استادان این رشته ها بتوانند بر این اساس چاره اى بیندیشند.

زبان شناسى چیست؟
در مقاله «زبان و تفکر» دکتر محمدرضا باطنى آمده است «زبان، دستگاهى است نظام یافته از علائم آوایى که ارزش آنها به وسیله اجتماع تعیین مى شود و گوینده و شنونده براى ایجاد ارتباط بین خود از ارزش قراردادى این علائم استفاده مى نمایند و زبان شناسى با شیوه هاى علمى توجیه مى کند که این دستگاه چگونه نظام یافته و چگونه کار مى کند.»
چرا زبان شناسى مهجور مانده است؟
علت ناشناخته ماندن زبان شناسى مى تواند دو دلیل عمده داشته باشد. دلیل فرهنگى و دلیل ماهیتى. منظور از دلیل فرهنگى دلیلى است که جامعه آن را به وجود آورده و بنابراین افراد جامعه خود مى توانند بهترین راه حل را بیابند. منظور از دلیل ماهیتى آن دسته از دلایلى است که به اقتضاى ماهیت این رشته پدید آمده.
دلایل ماهیتى
یکى از دلایلى که به ماهیت زبان شناسى مربوط مى شود بدیهى بودن زبان است. از آنجا که هر کودک در ابتداى تولد بازبان به  دنیا مى آید و در طى مسیر تکاملى بیولوژیک و اجتماعى خود در زمان کوتاهى به زبان مادرى خود مسلط مى شود و این امر آن قدر بدیهى مى نماید که افراد نه تنها در پى شناخت زبان نخواهند بود، حتى کوچکترین زمانى را نیز براى فکر کردن به آن اختصاص نمى دهند مگر آنکه کودک به دلیل مشکلات جسمى یا ذهنى نتواند از زبان بخوبى استفاده کند. در این صورت است که این موضوع کمى براى آنها اهمیت پیدا خواهد کرد. اما آنقدر درگیر رفع این مشکل هستند که هیچ گاه به تحقیق و پژوهش در زبان حتى در مورد عصب شناسى زبان و آن ناتوانى زبانى نخواهند پرداخت.
«نوپا بودن این علم مى تواند علت دیگر این امر باشد. از این جهت که اوایل قرن نوزدهم بود که زبان آرام آرام به عنوان موضوع مستقل بررسى شد و تا اواسط قرن نوزدهم جایگاه خود را به عنوان رشته اى از علوم انسانى یافت.
در آغاز قرن بیستم، زبان شناسى از پیشرفت چشمگیرى برخوردار شد، به حدى که به مرز بسیارى از علوم دیگر کشانده شد و باعث به وجود آمدن علوم جدیدى مانند روان شناسى زبان، جامعه شناسى زبان، فلسفه زبان و غیره شد. پیشرفت زبان شناسى در نیمه دوم قرن بیستم تا بدان جا بود که از آن به عنوان انقلاب زبان شناسى نام مى برند.
در نهایت اینکه انتزاعى بودن مفاهیم زبان شناختى، سبب ناشناخته ماندن زبان شناسى شده است. هر چند در زبان شناسى نوین، زبان شناسان براى بررسى زبان از روشهاى تجربى استفاده مى کنند و همان زبانى را بررسى مى کنند که افراد جامعه به کار مى برند، ولى به علت درگیر بودن ذهن، بسیارى از مفاهیم، ذهنى و انتزاعى هستند.
دلایل فرهنگى
گفتیم که به علت جدید بودن این علم و پیشرفت سریع آن، براى زبان شناس حرفه اى کار مشکلى است که پا به پاى آخرین دستاوردهاى این علم گام بردارند و زبان شناسان سعى مى کنند تا از جدیدترین اخبار در مورد مکاتب ونظریه هاى جدید فاصله نگریرند. در نتیجه فرصت کافى براى نگارش کتاب یا مقاله به زبان ساده براى عموم را نداشته اند. کتابهاى فنى هم که براى عموم مردم قابل فهم نیست به همین دلیل در جامعه ما شناخت کافى از این رشته به دست نیامده است.
از دیگر عواملى که مى توان به آن اشاره کرد. اینکه این رشته در مقطع کارشناسى وجود ندارد. اگر این رشته در مقطع کارشناسى در ایران وجود مى داشت، بیشتر دانش آموزان در مدارس و یا خارج از آن به هر نحو با آن آشنا مى شدند و والدین آنها بالطبع آشنایى مختصرى پیدا مى کردند وعده زیادى به طور اجبارى یا اختیارى در این رشته مشغول به تحصیل مى شدند، اما از آنجا که این رشته فقط در مقطع کارشناسى ارشد در ایران تدریس مى شود معمولاً فارغ التحصیلان رشته هاى مترجمى و یا ادبیات فارسى فقط به علت گذراندن چند واحد زبان شناسى با آن آشنا مى شوند و ممکن است به آن گرایش پیدا کنند.
نتیجه گیرى
براى آشنایى بیشتر عموم با این علم، نمى توان راهکارى براى دلایل ماهیتى اندیشید، اما مى توان براى دلایل فرهنگى آن فکرى کرد. حال اگر استادان درگیر به روز کردن اطلاعات و دانش خود هستند، بهتر این است که دانشجویان و یافارغ التحصیلان، همان دانسته هاى خود را به زبان ساده و با مثالهایى از زندگى روزمره تلفیق کنند و در اختیار افراد جامعه قرار دهند. مقالات کوتاه در مجلات و روزنامه هاى کثیر الانتشار و یا سایتها و وبلاگ هاى اینترنتى به علت فراگیر بودن، مى تواند به این امر کمک بسیارى کند.
منابع:
۱ . باطنى، محمدرضا (۱۳۷۸)، زبان و تفکر، تهران، نشر آبانگاه.
۲‎/ Akmajian, Adrian and et al (1995) Linguistics, MIT Press.
۳‎/ Lyons John (1981) Language and Linguistics, Cambridge University Press.

 

بدرود

یکشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸۳ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ توسط جوجه زبانشناس نظرات ()
تگ ها: مقالات